سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

نوخسروانی/اقبال مظفری




از چه می‌بالی، ای گیاهِ امید؟

چشم‌در راهِ  آفتابی نیست

آسمانی که چارفصل ابری‌ست


✅ جهان آینده، جهان فرهنگی/سید قاسم ناظمی


به بهانه نمایشگاه بین المللی کتاب تهران


جهان امروز و آینده را اندیشمندان می سازند.آنانند که با تفکر و اندیشه ورزی افق های جدید را می آفرینند و بر تن آرزوهای انسانی، جامه آراستگی و ظهور می پوشانند.ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در سایه سقفی که آنها از تفکر و خلاقیت برافراشته اند، زندگی می کنیم و از چشم آنان به هستی و جهان می نگریم.

معنا و هویت امروز ما مرهون کسانی است که رنج زیستن در جهان کلمات و معانی را بر خود هموار می کنند و به جستجوی عاشقانه حقیقت می خیزند.دنیای نو با کشف و شهود آنان شکل می گیرد و قوام و استمرار فرهنگ و تمدن بستگی تام و تمام با قدرت خلاقه و دریافت های شهودی آنان دارد.

اگرچه بزرگانی چون ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا، حافظ، مولانا، و...معاصر ما نیستند و فرزانگانی همانند امام خمینی، علامه طباطبایی، پروین اعتصامی، پروفسور حسابی، و...هم عصر نسل هاى بعدی ما نخواهند بود اما همه ما در احاطه مدام اندیشه های آنان قرار خواهیم داشت.

امروزاروز این قاعده، محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و سرعت انتقال و عمومی شدن علم و فرهنگ به شدت افزایش یافته و به مدد ابزارهای جدیدارتباطی، گسترش یک اندیشه با تولید آن، گاه در فاصله ای کمتر از چند دقیقه اتفاق می افتد طوری که تولد ایده ای در آن سوی جهان، معادلات بسیاری را در این سو با تغییر و تبدیل مواجه می سازد.

در جهان یکپارچه امروز، این اندیشه و فرهنگ است که اقتدار و قوام یک ملت را شکل می دهد و دولتها در تلاشند تا با تمسک به این عناصر، علاوه بر عمق بخشی و پایدارسازی قدرت سیاسی، جغرافیای تاثیرگذاری فرهنگی ونفوذ معنوی خود را گسترش دهند.در این رقابت تنگاتنگ، جوامعی موفق اند که به اندیشمندانش فرصت طرح، کشف و دریافت هایش را فراهم کند و مردمش را با خوانش و اندیشیدن آشنا سازد. ما با پیشینه ای درخشان و با مواریثی ارزشمند همه لوازم تاثیرگذاری جهانی را در اختیار داریم به شرطی که مجال و تحمل لازم برای عرضه آنها را داشته باشیم و از طرح ایده ها و نظریه های متهورانه نهراسیم.تنها چنین مشی و رفتاری می تواند به جنبشی جدی در حوزه نرم افزاری منتهی شود.وگرنه ما مدام در سیطره اندیشه های وارداتی خواهیم ماند.

دولت و نهادهای عمومی می توانند نقش ویژه ای را در این عرصه بازی کنند.این مراکز حلقه واسط بین مردم و تولیدگران حوزه فکر و اندیشه اند و با روشها و سیاست های اجرایی می توانند به جریان تولید فرهنگ و اندیشه یاری رسانند.یکی از این روشها ایجاد فرصت ارتباطی بین مخاطبان و تولیدگران این عرصه می باشد.

با عمومی کردن موضوعات، مسایل و پرسش های اساسی و مواجهه مستقیم مخاطبان و اندیشمندان است که می توان امیدوار بود جامعه به سرزندگی و شادابی فرهنگی دست پیدا کند و زندگی رنگ انسانی و متعالی به خود بگیرد.


@seyednazemi

از احمد شاملو/تهیه مطلب سید مرتضی معراجی


■ من زبان فارسی را عاشقانه دوست می‌دارم و برخوردم با آن، برخورد با چیزی مقدس است. شاید به همین دلیل است که این اواخر کمتر می‌نویسم، زیرا معتقدم که در این معبد قدسی، تنها باید حضور قلب داشت و انسان همیشه حضور قلب ندارد. اما بیست‌وهفت سال پیش قضیه فرق می‌کرد. آن موقع‌ها، زبان در نظر من فقط یک وسیله بود، شاید یک چیز «مصرفی» که به‌خاطر یک شعر می‌شد پدرش را درآورد. کاری که متأسفانه امروز هم پاره‌یی از شاعران جوان می‌کنند.¹ــ

زبان فارسی‌ست که کلمات عربی را به تسخیر خودش درآورده. عربی در پارسی وارد شد، اما پارسی پارسی ماند. مشتی مفهوم را که لازم داشت از زبان عربی به نفع خودش مصادره کرد، اما ساختارش را از دست نداد.²



۱. گفتگویی درباره‌ی شعر با احمد شاملو، روزنامه‌ی بامداد، ۲۰ مرداد ۱۳۵۸ | ۲. یک هفته با احمد شاملو در اتریش، مهدی اخوان لنگرودی، مروارید ۱۳۷۳ © 


https://telegram.me/joinchat/Blt3SDw6bSgchDBiQjqhjQ

www.shamlou.org

آقای یدالله رویائی تولدتان مبارک باد !/علی سرهنگی






.

اشاره : دیروز و امروز سالروزتولد "یدالله رؤیایی "مشهور به رؤیا است ... ۱۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ در دامغان ...نوجوانی و جوانی او به تمایلات مارکسیستی و مبارزه در حزب توده ایران گذشت... در اسفند ماه ۱۳۳۲ دستگیر شده و به زندان افتاد...رویائی پس از خروج از زندان اولین شعرهای خود را در ۲۲ سالگی نوشت و در مجلات آن زمان با نام مستعار «رؤیا» منتشر کرد... رؤیایی با چند شاعر دیگر، مانیفست «اسپاسمانتالیسم» را منتشر کردند که بعدها به خلق نگرش تازه شعری با عنوان «شعر حجم» منجر شد...رؤیایی نخستین شاعری بود که به طور آگاهانه و پی‌گیر از فرم در شعر سخن گفت و با پشتکار فراوان توانست دومین مجموعه شعرش را تا حد زیادی به زیبایی‌شناسی مورد نظرش برساند و اثری ارائه دهد که به‌کلی با کتاب نخستین اش متفاوت باشد...تأسیس جایزهٔ ادبی شعر سال به سرمایه‌گذاری تلویزیون ملی ایران و داورانی مرکب از مسعود فرزاد، محسن هشترودی، فریدون رهنما، بیژن جلالی، پژمان بختیاری و یدالله رویائی در سال‌های ۱۳۴۸ازجمله کارهای مطرح اوبود.... هم چنین هفته‌نامه ادبی بارو رابه اتفاق احمد شاملو راه اندازی کرد ...نیزشرکت انتشاراتی روزن را به اتفاق محمود زند و ابراهیم گلستان و کتاب های مهمی هم منتشرکردند فصلنامه ای در شعر، نقاشی و قصه....رویائی 8 کتاب شعردارد هم چون شعرهای دریائی ...و 4 کتاب نثرو تحلیل مثل هلاک عقل به وقتِ اندیشیدن...کنفرانس‌ها و مصاحبه‌ها همیشه از فعالیت‌های دیگر اودر کنار امر نویسندگیش بوده است ... یدالله رویائی سال‌ها در «آنوِرونویل» ، ده کوچکی در مزارع نورماندی ، به سر می‌برد ... او هم‌اکنون در پاریس کار و زندگی می کند...مجله " فرهنگ نو " این روزرابه او و علاقمندان شعردرمحله فیس آبادوتلگرام تبریک می گوید ...یکی ازشعرهایش رابا هم می خوانیم .....سرهنگی

.

*در آفتاب سبز نگاه او

.

از چشم من طنین تماشا برخاست 

در چشم او طنین تماشا بنشست 

موجی ز بی گناهی من پر زد 

با عمق بی گناهی او پیوست 

در آفتاب سبز نگاه او 

تکرار نور بود و گریز رنگ 

سودای جان و همهمه ی دل بود 

پرواز دور زورق صد آهنگ

آن بیکرانه ظهر زمستان 

سرشار از حرارت دلخواه 

با جلوه های عاطفه و در تغییر 

هر لحظه از درخشش ناگه 

موجی در آن دیار نمی آِفت 

آن بی گناهی ساکت را 

در ماوراهای نهان لیک 

روییده بود رقص علامت ها 

تا در من انتظاری را 

ویران کنند 

و انتظار دیگر را 

عریان 

اینک گریز بی خبر دل را 

زنگ کدام کوچ دمیده ست ؟

سوی کدام جاده نیاز نور 

راهم به اشتیاق بریده ست ؟

در نقش بی قرار دو چشم من 

تنهایی غریب شکسته ست 

در خلوت بزرگ دو چشم او 

تصویر اعتماد نشسته ست 

در تنگه های کوچک و دورش 

هر لحظه روشنی هایی 

تکرار می شود 

در دور دست ها 

از تابش اشعه ی نمناک 

گودال بی نهایت 

هموار می شود 

تا من نگاه می کنم 

زان بیکرانه مزرع سبز 

رنگی بریده می شود 

تا او نگاه می کند 

بر روی قلب من ابدیت 

گویی شنیده می شود .

.

صادق سرمد/تهیه مطلب دکتر تهامی



مرحوم صادق سرمد متولد۱۲۸۶ بوده واز یازده سالگی شروع بسرودن شعر نموده است درنوزده سالگی اشعارش چاپ شده اند تحصیلاتش در حقوق وبخاطر حافظه قویش حقوقدانی برجسته بودپس از شهریور ۱۳۲۰ روزنامه صدای ایران را منتشرکرد وموضع دست راستی داشت و چندبار توقیف شد به حزب دمکرات آذربایجان وحزب توده مبارزه میکرد. این موضع اورابه دربار نزدیک نمود و زمانی هم از شعرای درباری محسوب میشد اماپس از کودتا توسط سروان اخراجی عباسی که از یاران خسروروزبه (قاتل محمد مسعود) بود نام  تن۶۰۰ افسران توده ائی بدست افسران حکومت نظامی تیمور بختیار افتاد. این افسران در ابتدا دسته های ۱۰-۱۲ نفره محاکمه وظرف ۴۸ ساعت اعدام می شدند. اعدام های زیاد نارضایتی مردم اعم از راست وچپ را بدنبال داشت صادق سرمد هم شعری در این باره سرود 

شهریارا بگو دگر نکشند   زآنچه کشتند بیشتر نکشند. 

کشتن بیشماربی اثر است     حکم فرما که بی شمار نکشند. 

این جگرگوشگان پدر دارند    پیش چشم پدر پسر نکشند.

این پدرمردگان پسر دارند    پیش چشم پسر پدرنکشند.

فاسد ار کشتنی بود برگوی    که چرا دزد سیم وزر نکشند.

دزد بدتر زخائن است از چیست    دزدِ از خائنان بتر نکشند.

شجر ظلم  بار کفر آرد    باقی است بار تا شجرنکشند. 

دربار که انتظار داشت  وکلا وروزنامه نگاران  اعدام ها را تایید کنند بر اشفته شد وسرمد را طرد کرد وحتی جراید اشعارش را چاپ نمیکردند او خانه نشین شد واشعارش را پر مراکز فرهنگی هند وپاکستان وترکیه به دوستداران شعر عرضه میکرد. اعدامها ادامه یافت ودرتابستان ۱۳۳۴ بخاطر فشارافکار عمومی زندانهای طولانی مدت جایگزین آن شد دیوان سرمپ دهسال بس از درگذشت او چاپ شد