می کنی از این شکسته دل عبور؛
نام تو چه بود؟
سنگ یا صبور؟
دوستت دارم ِ اول صبح
مثل باران پایان اسفند
یا عوض کردن آب ماهی است.
#سیدعلی_میرافضلی
برگزیده برترین نوخسروانیهای شاعران معاصر
@NokhosrovaniPoetry
وسطِ خستگیِ پنجره ها
فوران کردن پوشالیِ حوض
حجم غمگین کمی آبتنی
پاره شد چرتِ حیاط
در دهاندره ی
طولانی عصر
خانه لَم داده
به یک بهت غریب
دست شب
در تن هر خاطره
جاری شده است.
#شهرام_حسینی
@Shahramhosseini
:
فکر این که برگ ها، پرنده ها و پرده ها
بیهوا در آسمان عصر میدوند؛
فکر این که ارگانیسمهای ذرهبینی از نسوج شیشهها عبور میکنند
و فضای خاطرات خوابگاههای شهر را
ذره ذره میجوند؛
فکر این که در هوای شهر
یک غریزهی غریب
با زبان هرچه وحشی جهانگشاست نعره میزند:
"از نرینهها
هر کسی بلند تر ز تازیانه ی من است کشتنی ست"؛
فکر این که آدمی
هرچه پیش میرود هنوز توی قعر غار خود نشسته است
و به پوست،
گوشت،
استخوان و
روده ی حماسی گوزن فکر می کند؛
فکر این که لحظههای راهها پر از پیمبران از خدا شکست خورده است
فکر اینکه آه،
این صف دراز فکرهای بیپناه
روزگار هرچه عاشقانه را سیاه میکند
#سعید_سلطانی_طارمی
11/6/93 ونداربن
@peyrang
خاموش در فروغ خفیف شبی خفه
سر پیش برده ایم به نزدیک یکدگر
ما ،
یاران گنجفه .
چین است بر جبین من و یار من ولی
لبخند بر لبان حریفان کهنه کار .
این دست آخر است
و این برگ آخرین .
پیداست حالیا
فرجام این قمار .
اقبال خفته را
با هر چهار شاهم
افتاده چار آس .
جای امید نیست که خالی ست دستمان
می بازد این زمان
لیلاج بردهای فراوان .
#کوروش_آقامجیدی
( ویراستی تازه از شعری قدیمی )
@peyrang