سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

ایده آل و رئال /امین

بدنبال تغییرات اخیری که در موازنه مهره های  صفحه شطرنج سیاسی منطقه خاورمیانه اتفاق افتاده و باور ها و ایدئولوژی ها با محک عملگرایی ، راستی آزمایی شده ،خواه ناخواه شرایطی فراهم آمده که کشتیبان را سیاستی دگر آید.گفتمانها خواه ناخواه باید با این تغییرات همسو باشد و کفه ایده آل از رئال سنگین تر نباشد ، چون

مخاطب جهانی گفتمانی را میپذیرد که بر سه عنصر صلح آرامش و صحت استوار باشد و این سرشت آدمیست / طرف  برنده این موازنه از عنصر صلح به بهترین نحو در سطح جهانی استفاده میکند بطوریکه حتی روسای جمهور کشورهای اسلامی او را نامزد دریافت جایزه صلح اعلام نمودند/ کدام مخاطب جهانی شعار های ایدئولوژیک مذهبی را پذیراست؟ / جز عده اندکی که ایدئولوژیک زده مذهبی هستند که پذیرای شعار های افراطی و حداکثری  هستند   که مخاطب جهانی از آن رویگردان است/ بنابراین هر رهبری در جهان امروز که بر سه عنصر صلح آرامش و صحت در سطح داخلی و بین المللی تاکید ورزد میتواند جریان افکار عمومی دنیا را متوجه گفتمان خود قرار دهد / وقتی گفتمان ایده آلیستی  در داخل کشور طرفداری ندارد به طبع مخاطب جهانی هم ندارد چرا که این گفتمان با سرشت آدمی بیگانه است اما سه عنصر صلح آرامش و صحت با سرشت آدمی همنشین میشود و پذیرفته میشود / لذا بهمین خاطر کسی که نبض خواست جامعه را می داند  محبوبیت جهانی دارد آن هم  بسبب استفاده درست از کلمه صلح در سطح داخلی و بین المللی دارد اما فردی که فقط حرف خودش را می زند و بر باور خود تاکید دارد  فاقد چنین محبوبیتی است


سایت توحید


https://amin18349.blogsky.com/1404/07/24/post-397

فاصله / مرتضی دلاوری


فاصله نفرین هستی نیست

فاصله عشقست

                              این جایی که من هستم

گاهگاهی قله را از دور باید دید

دکتر / زهرا ده بزرگی

پدرم با همه غیرت خود می داند

که فقط محرم ما ، دکتر هست

و چرا شاعر حتی عاشق محرم نیست

دکتر زشت و سپید و اخمو

با خضوع الکی

با لباسی که سپید است به زور

حق بده تا که تورا می بینم

و دلم غرق تپش می گردد

با همان اخم و غرور

آرزو می کنم ای کاش که دکتر بودم


دل من / محمد ابرغانی


دل من اگر نباشد

بدنی چگونه بایست ز من بجای ماند

بدنی اسیر حرص وطمع و زیاده خواهی

دل من اگر نباشد

که به مدح صبح و خورشید نوای حق بر آرد

که نشان تازیان را

ز قفای خلق در گیر ستمگران بخارد


دل من دلیل تسلیم منست بر حقیقت


کوزه / وحیده گرجی


برگ برگی که از احساس تو چیدم با عشق

چشم بر هم زدنی باد به یغما برده

باز می داردم از خاطره هایم از اشک

بیم پاشیدن این کوزه ی باران خورده  ...