همیشه گفته ام و تا همیشه می گویم
که دیکتاتور فقط از ضعف خویش ، خواهد خورد
در آن زمان که گمان می کند که پشت حریف
رسانده است به خاک
حریف بر می خیزد
مگر به هم بزند بازی دروغین را
همیشه گفته ام و تا همیشه می گویم
که عهد عهد ناوالنیست
کسی به کهنه ی پوتین تفی نیندازد
اینک دوباره من
خود را قرار میدهم آهسته
در کوچه- در برودت- در باران
همچو گیاه کوچک خمیازه
که از دهان پر گس من در باد
اینک دوباره شب
با آنهمه سخاوت بیپایان
مانند یک رفیق فروتن
با من به سازش و مدارا
و من سرود کهنه خود را
که یک سرود ساده و تکراریست
در گوش او به زمزمه میخوانم
..... ای شب
ای اگه از تمامی اندوهم
من از تمام راز تو آگاهم
دیگر مرا نیاز به صبحی نیست
من خویش را کنار تو میخواهم
مجله فردوسی
خندید به حال و روز بازار؛
یک شاخهی گل به سمتم آورد،
با دست سیاه، کودک کار
**...
#فلور_نساجی
╭━═━⊰
باید از عشق فرو شویم دست
قصهام غمناک است
ظرف از جای ترک خورده شکست
***
#لیلا_پورحسین
╭━═━⊰
***
در آخرین شکفتن طوفان
روح مدیترانه به اعماق آب رفت.
میان خلوت بندرگاه
تمام خستگی دریا
بر دوش زورق شکسته ی تنهاست
که زیر نم نم باران نیمه شب
دلتنگ موج های خروشان است.
**
محمدعلی شاکری یکتا