سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

گیرم که /جاوید محمدی

گیرم که
تکه ای از آسمان
و قطعه‌ ای از زمین را بریدیم
و در چمدان‌ مان گذاشتیم
خاطرات را چه کنیم؟
خاطره را که نمی شود
مثل بازجوهای ارشاد
تکه هایش را برید
و در انتها گفت
بگیرید، این جنازه ی مثله شده، شعر شماست!

گیرم که در گوشه ای از دنیا
دور هم جمع شدیم
تکه ها را به هم چسباندیم
و قطعه ها را یکی کردیم
اسمش را وطن گذاشتیم
آن تهی بزرگ را چکار کنیم؟
مادرم را می گویم
"ایرانه خانوم زیبا"
- با گیسوان بلند و
چشم های عمیق مواج
و دست های صبور-
که ما را به آغوش بگیرد
شیر بدهد
و بگوید
بخور نی نی فرتوت من
بخور تا جان بگیری
باید وطن را بسازی...
اما مادر
ما که در کودکی پستانت را گاز گرفته ایم
به اعتماد کدام اصالت
قطعات خالی این پازل را
با اشک پر کنیم؟
مگر نگفته بودی مرد گریه نمی کند؟
اما مگر می شود مرد گریه نباشی
بالای تابوت چمدانت
که مادر را در آن چال کرده ای؟
مگر این تبعیدی
جوانی اش
تکه ی گمشده ای از آن پازل نبود؟

همه ی اینها به کنار
گیرم که در این زمین تو را هم کاشتیم
پرنده را چه کنیم
که در آسمان نمی شود کاشت
آن وقت همه نمی گویند
نگاه کن
آسمان شان
از آزادی تهی است؟!

مادر!
این همه تهی را
اشک هم پر نمی کند
و هیچ غربتی
تکه های خالی پیر پسرت را
کامل نخواهد کرد.

مادر!
این آخرین سروده ی فرزندت
بعد از مرگ است!
بیدار که شدی
بخوان!

#جاویدمحمدی
#شعرهای_جاویدمحمدی
@poemsofjavidmohammadi

گرد و غبار / محمد علی شاکری

دستی به روزهای من بکش ای یار

گرد وغبار این همه تنهایی

خورشید صبحگاه مرا

پوشانده است.

عادت / محمد رضا راثی پور


هرچه ببیند از آن بلند

در نظرش خرد می نماید

غره به آن اوج و ارتفاع

نعره بر آرد که سر تر است ز هر کس !


کیست که همبازیش شود

                                               و بگوید

عادت الاکلنگ اگر که چنین بود

هر متوهم هنوز صدر نشین بود !

در باره سیروس پرهام /ویکی پدیا

سیروس پرهام متولد سوم بهمن‌ماه ۱۳۰۷ در شیراز، مترجم، ویراستار، منتقد ادبی، هنرشناس، فرش‌شناس و از بنیان‌گذاران سازمان اسناد ملی ایران بود. او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران و دکتری را در سال ۱۳۳۳ از دانشگاه برکلی در رشته علوم سیاسی گرفته و در زمره کسانی بود که برای نخستین بار در ایران به شیوه نقد ادبیِ غربی به این کار پرداختند. پرهام همچنین از نخستین ویراستاران ایرانی و اولین ویراستار موسسه انتشارات فرانکلین (علمی و فرهنگی امروز) بود.

از آثار سیروس پرهام می‌توان به «رئالیسم و ضدرئالیسم در ادبیات»، «کتاب‌هایی که دنیا را تغییر دادند»(ویراستار)، «دستباف‌های عشایری و روستایی فارس»(به همراه سیاوش آزادی)، «شاهکارهای فرشبافی فارس»، «گزیده اشعار والت ویتمن» و «ای آنکه اکنون مرا در دست داری» اشاره کرد.


پرهام از جملهٔ نسل دوم بنیان‌گذاران انتشارات نیل است.[۱۵] در زمینهٔ کار مطبوعاتی هم می‌توان به سوابق وی در مجلهٔ «خوشه»،[۱۶] که اختصاص داشت به شاعران نوپرداز، «جُنگ صدف»،[۱۷] از نشریات متعلق به حزب توده، و نشریهٔ «انجمن کتاب»[۱۸] اشاره کرد. پرهام سلسله مقالاتی را نیز با نام مستعار سایروس برام و به صورت پاورقی دربارهٔ انقلاب ایران در روزنامهٔ اطلاعات می‌نوشت که بعدها مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر آن را تحت عنوان «انقلاب ایران و مبانی رهبری امام خمینی» به صورت کتاب چاپ کرد.[۱۹][۲۰]

اما زمینهٔ «حرفه‌ای» پرهام سازمان اسناد است. وی از بنیان‌گذاران این رشته در ایران و از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۹ نیز رئیس سازمان اسناد ملی ایران بود.[۴]

پرهام از پژوهندگان رشتهٔ فرش‌شناسی ایرانی است و در این زمینه تألیفات مهمی دارد و مدتی هم عضو هیئت مدیرهٔ موزهٔ فرش ایران بوده‌است.[۲۰] کتب تألیفی او از جمله دستباف‌های عشایری و روستایی فارس در زمره کتب درسی و مرجع رشته فرش هستند.

کتابشناسی

  • رئالیسم و ضد رئالیسم در ادبیات، انتشارات نیل، ۱۳۳۴، ۱۳۳۶، ۱۳۴۵، ۱۳۴۹، ۱۳۵۳، ۱۳۶۰، ۱۳۶۲، ۱۳۹۴ (چاپ هشتم، نشر آگاه).
  • کتابهایی که دنیا را تغییر دادند (ویراستار)، فرانکلین، ۱۳۳۶، ۱۳۵۷، ۱۳۸۲، ۱۳۹۰.
  • انقلاب ایران و مبانی رهبری امام خمینی، مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر، ۱۳۵۷.
  • دستباف‌های عشایری و روستایی فارس، به همراه سیاوش آزادی، دو جلد، مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر، جلد اول ۱۳۶۴ و جلد دوم ۱۳۷۱.
  • شاهکارهای فرشبافی فارس، کتابخانه مرکز اسناد و مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰.
  • سیری در هنر ایران (مسئول پروژهٔ ترجمه و سرویراستار)، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲–۱۳۹۰.
  • گزیدهٔ اشعار والت ویتمن (ترجمه)، مروارید، ۱۳۷۹.
  • ای آنکه اکنون مرا در دست داری (ترجمه)، مروارید، ۱۳۹۳.
  • همگام با زمانه. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. ۱۳۹۹. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۴۳۶-۸۱۹-۳.

منابع

play/pausesound

ببینید / حمله یک لودر به خودرو سانتافه در ارسال به تلگرام

از روز مرگی ها /محمد رضا راثی پور

در این ایام همیشه عسرت بار که صفحه جراید مجازی آکنده از تحولات سیاسی نگران کننده در سرحدات و تجمعات اعتراضی صنفی و گروهیست ، چشم انداز آینده و بطور عامیانه چه می شود چنان دود آلود و تار است که امکان تخمین و حدس و گمان را از هر تحلیل گر و خبره عالم سیاست سلب کرده است.

نگرانی بنده حقیر و همه کسانی که مصائب و مشقات زندگی حالیه را با گوشت و خون لمس می کنند این است که بازخورد و نتیجه این تحرکات آینده ی شومتری را برای این ملک کهن رقم نزند.

گاهی ملال و دلزدگی از یک فرایند ساری و جاری و دل بستن به جریانی که از دور دلربا و خوش آیند می نماید ممکن است ما را به ریسک و قمار خطرناکی سوق بدهد.

قماری که می تو اند آینده ی بی بازگشتی را رقم بزند.

ای کاش ارباب قدرت  این چنین انعطاف ناپذیر و متصلب نبودند و سالها پیش به فرآیند  اصلاح که لازمه حکمرانی بر یک جامعه ی پویا و بالنده است  تن می دادند تا هر 

تغییری هزینه ای خونین نداشته باشد که به قول مولانای بزرگ


خون به خون شستن محال آمد محال