هرکس به خواب دیگری می رفت
شاخه گلی همراه خود می بُرد
حتی اگر خوابی پریشان بود
گلبرگ رؤیاها نمی پژمرد.
هرکس به خواب دیگری می رفت
با قرص نانی ، پاره لبخندی
یا کاسه ی آب گوارایی
گلخنده اش برلب نمی افسرد.
هرکس به خواب دیگری می رفت
شعری اگر می خواند و آوازی
یا پنجه ای می زد به هر سازی
زیر و بمش بر جان و دل می خورد.
آه ای رفیقان خوابتان خوش باد!
در این شب بی رحم و بی بنیاد
هرگز مبادا خوف و تشویشی
ای باغ شادی هایتان آباد!
آیا کسی خوابی نمی بیند؟
دستی که روزی زندگی می کاشت
از باغ رؤیاهای دورادور
دیگر اناری هم نمی چیند؟
اردیبهشت ۱۳۹۹
HTTP://t.me/mayektashakeri
اگرچه سخت شکستهست بالِ فریادت
شکوهِ اوجِ رهایی نرفته از یادت
غمی که پایِ تو را بسته با طنابِ سکوت
نشسته بر سرِ آوازهای آزادت
چنینکه کلبۀ مخروبۀ کلاغانی
چگونه زار نگریم به یاد آبادت؟
دریغ آتشِ عشقی که در مصافِ جنون
فروختی به فریبیّ و داد بر بادت!
هنوز خاکِ تو بویِ امید میشنود
که لب به نغمه گشادهست جانِ آزادت.
پلکهایم:
سطرِ آغازِ یک دفترِ چرک
باز کردن ندارد.
خوابهایم: سقوط است
این دهان درّه
پرواز کردن ندارد.
همچنان بین بیداری و خواب
قصّه میبافم اینجا
داستانِ ضعیفی که آغاز کردن ندارد.
میخ هی میخ هی میخ هی میخ!
بگذر از من
قاب خالی برانداز کردن ندارد!
#سیدعلی_میرافضلی
@seyedalimirafzali
اگر چه روز و شبی ناگوار میگذرد
چه غم که خوب و بد روزگار میگذرد
جهان قرار و مدارش به کس مدارا نیست
هر آنکه آمده در این گذار میگذرد
چنان که رفت و نماند از شهان بهجز نامی
شکوه و شوکت هر نامدار میگذرد
زمانه دیده چه بسیار ترکتازیها
به یک نسیم وزاناش غبار میگذرد
چنان که »خوارزمان« خوار از زمان رفتند
غرور و نخوت قوم تتار میگذرد
بلندی شب یلدا بهغیر یک دم نیست
قسم به صبح که این شام تار میگذرد
هر آتشی میخواهد بگو بسوزاند
که سورت سرما تا بهار میگذرد
#سیدمرتضی_معراجی
@naghdehall
به نقل از نوگام؛ سال ۲۰۱۰، روزنامه گاردین از چند نویسنده برجسته جهان خواست تا هرکدام ده رهنمود برای نوشتن داستان بدهند. ما در یک رشته پست وبلاگی، رهنمودهای بعضی از این نویسندگان را ترجمه میکنیم. بعضی از رهنمودها با شوخطبعی خاص نویسنده همراه است و بعضیشان شاید قابل بحث باشند. به هرحال نکاتی هستند که از تجربههای آنها برآمدهاند.
ده قانون زیدی اسمیت
۱- وقتی کودک هستید، تا میتوانید کتاب بخوانید. بیشترین وقت خود را صرف کتاب خواندن کنید تا هر کار دیگر.
۲- وقتی بزرگ شدید، سعی کنید کار خودتان را از نگاه یک غریبه، یا حتی بهتر از آن، از نگاه دشمن خودتان بخوانید.
۳- درباره شغلتان (نویسندگی) زیاد خیالپردازی نکنید. شما یا میتوانید جملات خوب بنویسید یا نمیتوانید. چیزی به نام «سبک زندگی نویسنده» وجود ندارد. تنها چیزی که مهم است آن چیزی است که روی کاغذ بر جای میگذارید.
۴- از نقاط ضعفتان دوری کنید. ولی به خودتان تلقین نکنید که کاری که شما از پسش برنمیآیید، ارزش انجام دادن ندارد. عدم اعتمادبهنفس را با نقاب حقارت نپوشانید.
۵- فاصله زمانی مناسبی را بین دو مرحله نوشتن و ویرایش در نظر بگیرید.
۶- از محافل، دارودستهها و گروههای خاص دوری کنید. حضور در میان جمع، نوشتههای شما را بهتر از آنچه هست نمیکند.
۷- با کامپیوتری که به اینترنت وصل نیست کار کنید.
۸- از زمان و فضایی که در آن به نوشتن میپردازید، محافظت کنید. آن را از همه دور نگه دارید، حتی از کسانی که خیلی برایتان مهم هستند.
۹- شهرت را با دستاورد اشتباه نگیرید.
۱۰- حقیقت را از پس هرگونه لفافهی ممکن بیان کنید، اما حقیقت را بگویید. خودتان را به دستِ غمِ مادامالعمرِ ناشی از نارضایتی ابدی بسپارید.
https://t.me/rozshomareadabi