سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

میخانگی / محمد ابر غانی

به یاد اسماعیل خویی


شبان میکده را آه

  نمی توان به زمانی که برده هوشت از سر

دوار مستی

به سایه یا به همین هم پیاله چیزی گفت

بسا که پشت چنین لبخند

پنهان شده ست منهی و ماموری

معذوری!

شبان میکده را آه

                    پس سخن کوتاه


نجات بخشی نیست

مگر کسی که حساب ترا

و هرچه را که رهین کرده ای به وارطان خان

به عهده گیرد


آری نجات بخشی نیست

کسی پیاله خالی نمی کند لبریز

و نیز مستی هم

سخاوتی ندهد بر حریف بی همه چیز


فدای چشم تو ساقی اگر چه برزخ بود

برای من شب میخانه بی تو مسلخ بود


شبان میکده را آه شمع روشن کن

دوباره جامه نیلوفریت بر تن کن

مرا دو باره پریشان کوی و برزن کن

مگوی این همه شکوا

از این زمانه بی منجی

یا از خلاف محتسب و زهد خشک شیخ

تلافی غضب روزگار با من کن

طرح هشتاد و چهار / حسن اسدی



تنم چون قطره ی شبنم

به گردون پرمی افشاند

ورازمرگ گل ها وبیابان های عطشان را

به گوش عرش میخوانَد!

که شایدپرفشانی های شبنم هایِ جان برکف

                      به شکلِ چون توده ی ابری پرازباران         

لهیب خنده ی خورشید را

                      یکسربپوشانَد!


#حسن- اسدی"شبدیز"

تو را به‌یاد دارم / پابلو نرودا / بیژن الهی


تو را به‌یاد دارم

همان‌گونه که در آخرین خزان بودی

کلاه

     طوسی وْ

دل

    آرام.

 

در چشم‌های تو

             شعله‌های شفق می‌جنگید

و برگ‌ها

           در آب روح تو می‌افتاد.

 

پیچیده به بازوان من

ـ چون تاکی 

برگ‌ها صدای تو را می‌انباشت

صدای آهسته و آرام تو را ـ

 

هیمه‌ی حیرتی که در آن

                       تشنگی‌ام می‌سوخت

سنبل آبیِ شیرینی

                   تافته بر جانم.

رخ گردانی13 / محمد علی شاکری یکتا

*

چابک سوار

افسار می کشد

مهمیز می زند

و شاه 

از پنج تنگه ی سنگی اسب کهر را

هی می کند

سربازها

پیاده می میرند.


مترسک 2 / پاییز رحیمی


درتمام روز

چشم هایش را نمی بندد

پس چرا برشانه هایش

آن کلاغ پیر

دانه ها را می خورد

آن گاه

قار و قار و قار

می خندد؟!!