سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

y

پاییزک خوش خط و خال!

پریده رنگ و هراس آلود

وبال گردن خورشید زخم خورده ی مهر رها میان کپرهای کولیان زمین رهیده از شب توفان و زهر خند زمان از این شکستن سرشاخه های خشکیده از این خروش کف آلود ابر های سیاه نهیب تندر و آتش که می زند بر کوه

کرانه های فلق

،

رنگ سرخ باغ انار

اگر دلم تپش برگ را نمی شنود و پا به پای زمین

هنوز در گذر از جاده های تاریکم گمان مبر چو صداهای دور و نزدیکم.

نگفته بودمت این بار

که فصل خوش خط و خال

درون رود خروشان شعر من جاری ست هزار واژه ی ناگفتنی قلندر وار

به کوچه سار شب و روز من به عیاری ست.

۸ مهرماه ۱۴۰۴

**

https://t.me/mayektashaker


حرمت /هومن گلهو

حرمت جنازه را
آنچنان که سنگ گور کهنه نقل میکند...

خیره خیره آینه
...چشمهای خسته ی مرا

آه این دو رود خشک
این دو روزن بدون نور
حفره های سوت و کور

بی قطره /امیر دادویی

صبح از کدام بی کسی آغاز میشود
کاین پنجره حقارت چشمش
به راه ماند

بی سایه ای که در هذیانهای آفتاب
بی عابری که در نفس جاده ی عقیم

بی قطره ای
که از بشارت باران

پر میزند پرنده و اندوه دیر پا
در انفعال روح درختان وزیده است
با بیشه های خسته ی در تشنگی
رها

این دشت پر ملال
پر میزند پرنده و
آوازها ی لال

ای ابر بیتفاوتی و نا امیدوار
گاهی دراین حوالی اندوهگین ببار


بداهه

تشنگی /هومن گلهو

خفته در خلسه ی تباهیها
آه  میراب شهر و ،میریزد
تشنگی از دهان ماهیها

این گفتگوی شاد / کوروش آقا مجیدی


بر روی میز
در سینی ظریفِ مطلایی
دو استکان
دو لب طلای کمر باریک
چای.

از هر چه می رود به زبان ها مان ،
تا هرچه در دلمان آب می شود ، قند است .
و حرف هایمان همه از تو
سر در می آورد .

با هم نشسته ایم من و شعر
گپ می زنیم .
نام تو می رود ،
این گفت و گوی شاد
پر در می آورد .

#کوروش_آقامجیدی