سپردم آسمانم را به دستانت برادر جان
نهادم سر به دوش کوه ایمانت برادر جان
نمیدانم که نامت چیست اما خوب میدانم
که تندر سر زده از نام پنهانت برادر جان
زمین لایق نشد تا عرصه جنگت شود آری!
فلک شد عرصه بشکوه جولانت برادر جان
سپاه ابرهه از هر طرف آید ملالی نیست
که غوغا میکند سجیلبارانت برادر جان
تو بیداری و طفلان وطن آسوده میخوابند
فدای سرخی بیخواب چشمانت برادر جان
لیلا حسین نیا
بمب ها ،
خوشه - خوشه که می ریزند
پنجره به نجوا می گوید :
_ تازه می فهمم
این دلک ام
چرا دیر زمانیست
غمین و نمناک است !
در نگاهی به بیرون از پنجره
نه گردبادی هست و نه تندبادی
باران نیز نیست
اما گنجشکک های هماغوش با برگها
همپای درختان سخت در لرزند !
خیره به دورها و دورترها
افق را تیره می بینم
و غریق دود و مه ،
و زمین را چندپاره ی شکافته !
به آتشپاره های پر غریو
که چنین شتابانند می گویم :
" وقتی هیچ چشمی
به انتظارتان نیست
این همه جان کندن برای چی ؟
چایی تازه دم دارم
بیایید و نوش کنید
شاید که خشم شمایان
فرو نشیند
و با این همه خستگی
تا ابد خوابتان بگیرد !
نوه ام ، آهوی نوپاییست
و هراسان می پرسد :
" - کی ها دارند می جنگند ؟
- کودکانی که قد کشیده اند !
- با چی دارند می جنگند ؟
- با بمب ها
همین چیزها که بالاسرمان می چرخند.
- بمب چیه مادر ؟ "
حرفی ندارم ، کودک است
و گونه هایم خیس می شوند !
می گویم :
" یکی بود یکی نبود
ما بودیم و وطن
جنگیدیم و جنگیدیم
باز داریم می جنگیم
داریم با جنگ می جنگیم !
زندگی این است
گاه و بیگاه می جنگیم
جِیرانِ من !
تبریز / روز پنجم جنگ / خرداد1404
( شاعر آذربایجانی)
هیچ چیزی نمیتواند بهانه نادیده گرفتن بحران دریاچه اورمیه باشد!
در روزهای اخیر و در اوج مطالبات زیست محیطی آذربایجان و در راس همه آنها احیای دریاچه اورمیه جنگ 12 روزه ای اتفاق افتاد ، جنگی که خودش آسیبهای جدی زیست محیطی را به دنبال داشت . اکنون صدای مطالبات زیست محیطی ضعیف تر شده است و گویا از اولویت افتاده است ! این تضعیف آفت بزرگی است که میتواند دست مافیاهای چنبره زده بر پیکره بیجان دریاچه اورمیه را برای هر جنایتی بیش از آنچه انجام داده اند ، باز بگذارد! بنابرین نباید فراموش کنیم که مطالبه احیای دریاچه اورمیه در هر شرایط و وضعیتی همچنان زنده و پابرجاست و حتی بیش از پیش باید مورد توجه و دقت قرار گیرد. آنچه که خشک شدن دریاچه اورمیه ایجاد کرده و خواهد کرد هیچ وجه کمتری نسبت به یک جنگ تمام عیار ندارد . بنابرین از مسئولین استانهای حوضه آبریز دریاچه اورمیه همچنان خواهان پیگیری هستیم و نباید با اتلاف وقت امکان احیای دریاچه و بهبود شرایط اکولوژیکی آن را از بین ببرند !
اکنون دریاچه اورمیه کاملا خشک شده است و دقیقا وضعیتی بدتر از سال 1392 را میتوان در آن دید . اگر هر چه سریعتر حقابه های دریاچه ، اقدامات مبتنی بر پیشگیری از عواقب آن و هر اقدام مرتبط دیگر به برنامه اجرایی دولت تبدیل نشود برای همیشه این دریاچه از بین خواهد رفت اما صحبت از نابودی یک دریاچه نیست ، صحبت از نابودی یک دریاچه و یک سرزمین و مردم آن است .
بعنوان یک فعال محیط زیست و مطالبه گر جدی احیای دریاچه اورمیه تا زمانی که جدیت و همت لازم را در دولت نبینم همچنان این مطالبه را از هر راه ممکن پیش خواهم برد و از همه دلسوزان و فعالان محیط زیست نیز میخواهم نسبت به وضعیت فعلی دریاچه و خشک شدن کامل آن حساس تر از همیشه باشند . به وقت جنگ وظیفه همه ما جنگیدن برای سرزمین مادری است، تا آخرین نفس . اما اجازه ندهیم این مسائل در زمان صلح موجب کمرنگ شدن توجه به بحران دریاچه اورمیه باشد .
بنابرین باز هم از دولت و به تبع آن مسئولان استانها خواهانم نسبت به بحران دریاچه اورمیه توجه لازم را داشته و هر چه سریعتر برنامه های اجرایی موثری را آغاز کنند.
واقعیت این است که قرار دادن یک کارگروه به جای ستاد ملی احیای دریاچه ، سخنرانی هر چند ماه یکبار به نام دریاچه ، دنبال برنامه اجرایی گشتن جایی که برنامه های 26گانه ستاد هنوز پابرجاست ، بی توجهی به مطالبات و وقت کشی های طولانی ، بی توجهی به اصول برداشت نمک ، ایجاد پروپاگانداهایی مختلف مبتنی بر تنش آبی بدون در نظر گرفتن مصوبات وزارت نیرو در سالهای قبل و همه وهمه نشان دهنده به سخره گرفتن این بحران و مطالبات آن است !!
اتلاف وقت و فرصت احیای دریاچه اورمیه بیش از این نشاندهنده بی توجهی کامل نظام و دولت به این ضرورت ویژه است که نتیجه آن نابودی سرزمینی و معیشت و سلامت مردم منطقه است .
از حاکمیت ودولت انتظار دارد این سطح مدنی از مطالبات را جدی گرفته و هر چه سریعتر اقدامات عملی موثر را شروع کنند. هیچ بهانه ای برای بی توجهی به احیای دریاچه اورمیه قابل قبول نیست چرا که مردم آذربایجان آمادگی کامل برای رفع همه مشکلات چه هزینه ای ،چه تکنولوژیکی و چه علمی را دارند . اگر دولت گام اول را بردارد مردم با تمام وجود یاری خواهند کرد . این دولتها هستند که از همکاری مردم ( کشاورزان) سوء استفاده کرده و آنها را در وضعیتی قرار دادند که اکنون راضی به هیچ همکاری ای نیستند ،ولی اگر صداقت و حسن نیت دولت اثبات شود مردم پای کار هستند همانطور که در هر بحران دیگری بوده اند .
مهناز اسلامی - فعال محیط زیست
چه غزلدُخت غریبی دیدهام در خوابِ خود دیشب
نازْ همچون آهووانِ شوخِ صحرایی
از پرند و پرنیان پوشیده بر تن پیرهن، سرخوش_
_در رکابِ نازکای صبحدم میزد قدم در باغ
جعد اندر جعد، موهای سیاهش ریخته رویِ
قلههایی که تو گویی زآفتابِ داغِ مردادی عرقریزان و بیتابند
در تب و تابند
چشمْ شاعر کُش
گویی از بیدارخوابیهای عمری سخت در خوابند
ابروان چون نغمۀ شور و نوا در پردۀ بالا
و من اما غرق در رؤیا.
****
من به او گفتم:
ای پریزادِ غزلهای نگفته از کدامین جاده میآیی؟
راوی بس قصههای نانوشته، ای گِلت از بوی ریحان و شکوهِ عِطر آویشن سرشته!
قبل از اینکه روشنا و نور
بپّراند خواب از چشمم
در عمیقِ خواب من تا صبح میپایی؟
گوشهچشمی کرد نازک، با خودم گفتم:
کاش
در هزاران تویِ یک خواب عمیقی تا ابد گم میشدی، فردا!
****
تسخری، شاید تبسم، یا هرآنگونه که دلخواهِ دلِ من بود، لبخندی
از لبش پر زد به سوی من
بعد برگشت و قدم برداشت
رفت و رفت و رفت...
تا کجا؟ تا دورهای دور...
یا که شاید سرزمینِ نور
و من اما تا سپیده مستِ این زیبایی بشکوه
غرق در اوهامِ شیرین و تبِ سودا.
۱۴۰۴/۲/۲۰
در پهنه ی این بوم و بر تفتیده
سرچشمهی مهر و دوستی خشکیده
این قصهی شهریست که دیریست، دریغ
از بارش باران سخنی نشنیده.
دادویی