-
زخم / بهمن ساکی
یکشنبه 25 شهریور 1403 15:59
چه میکنی اینجا؟ میان این همه زخم ملیح گمشده ای خنده از شانزدهسالگی رخسار
-
غرق / لیلا کیانی کیا
یکشنبه 25 شهریور 1403 15:45
در من اقیانوسی ست آرام غرق خواهی شد اگر لب بگشایم !!!
-
چتر / محمدعلی شاکری یکتا
یکشنبه 25 شهریور 1403 15:28
.... شاعر! نیلوفران پشت پنجره ات را ببوس در گوش رنگدانه ی گلدان شعری بخوان که سطر اول آن تلمیح همسُرایی باران باشد من چتر کهنه ی خود را می بندم زخم زبان گنگ سکوتم فریاد ساده ایست که پنداری زیر حروف صامت شب گیر کرده است.. ۲۵ شهریور۱۴۰۳ ۰۰:۳۲ بامداد * https://t.me/mayektashakeri
-
برو / جلیل صفر بیگی
یکشنبه 25 شهریور 1403 15:23
آیینهگی _عاشقی_ فقط دردسراست دل را جلو سنگ بینداز و برو! #واران #نورباعی @js313
-
عاشق / صدیقه محمد جانی
یکشنبه 25 شهریور 1403 15:22
اگر چه در گل است پای او، به هر پرنده سخت عاشق است؛ درخت عاشق است. **... #صدیقه_محمدجانی ╭━═━⊰
-
تمام شد /محمد ابرغانی
یکشنبه 25 شهریور 1403 14:59
تمام شد تمام شد هر آنچه انتظار داشتم چه بذر های آرزو که با تمامی توان خویش ، کاشتم به انتظار پلک من تمام بیست و چار ساعت تمام هفته های ماهها و سالها بهم نشد مماس و زنگ زد در انتظار برغم خنده ی گزنده داس ! تمام شد نقاب آرزو دریده شد نویدها چو سقزی که طعم تلخ می دهد جویده شد و رشته امید ما بریده شد زمین آرزوی ما زمین...
-
صندلی / غلامرضا بکتاش
دوشنبه 19 شهریور 1403 16:34
ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی،شدن نداده ایم
-
آزرو / فیدون مشایری
دوشنبه 19 شهریور 1403 16:32
من دلم میخواهد خانهای داشته باشم پر دوست، کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو…؛ هر کسی میخواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند. شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست… بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم ای یار خانهی ما...
-
بیابان پر جرس / عابدین پاپی
دوشنبه 19 شهریور 1403 16:30
« برف را از برای رنگ و رویش می ستایم» چه می توان گفت به این بیابانِ پُرجرس که سکوت اش فیلسوفانه می میرد ودرتنِ خیابان شوری غم انگیز است نیرویی که آزردنِ واژهها را خوب آموخته و درتنِ درخت گریهای سیگارش را روش می کند! امروز سالگردِ قدکشیدنِ خنده بود سالروزِ شنیدنِ حرفِ یکدیگرکه دیگرنشدند موسمِ وداعِ خورشید با غروبِ...
-
آغوش / سید مرتضی معراجی
دوشنبه 19 شهریور 1403 16:29
مرا به یاد جوانی بیا بگیر آغوش که کس دگر نگشاید به جان پیر آغوش تو ابر پر بارانی و بی خبر زانکه گشوده عمری در راهت این کویر آغوش به حسرت تو در آغوش خاک خواهم خفت اگر که باز گشایی مرا تو دیر آغوش چو می روی و نگاهت به من می افتد من چو مرغی ام که گشوده ست سوی تیر آغوش تو بی خیال چنان بگذری خیال انگیز که می کند هوس این...
-
تاثیرات / امیر دادویی
دوشنبه 19 شهریور 1403 16:28
سرخورده ی داغ بیوفایی ز گلی در برزخ پاییز جدایی ز گلی آن ابر سترونی که میکرد آغاز در دشت گرسنگی گدایی ز گلی در خواب نگاههای بیدارش را بر بستر سرد خویش آوارش را چون سیب درخت بیقراری بلعید مردی شب انتظار مردارش را شبْ زمزمه ام که در سحر میگردم در چشم زمانه بی اثر میگردم از خویش دوباره بی خبر میگردم از قریه ی ناگهان که...
-
اعتبار / محمد رضا راثی پور
شنبه 17 شهریور 1403 16:43
صبحدمان ، آن زمان که بانگ موذن قطع کند بند خواب خسته دلان را دغدغه ی روز دیگر و غم دیگر می برد از خاطرم امید و امان را بختک تشویش قدرت حرکت را از عضلاتم گرفته است تو گویی نشئه ی خواب از سرم ، اگرچه پریدست نیست توانم که پا شوم به وضوئی وسوسه ی در نسیم صبح دویدن فارغ از افکار تار و غمزده زیباست لیک چه چاره که با اراده ی...
-
گریه ی صلح / سعید سلطانی طارمی
شنبه 17 شهریور 1403 16:41
آنگاه، در جلگهها ترانه نرویید و آبهای عافیت از اوج تا حضیض زرنیخ و ضعف شد دریا میان خاک و هوا گندید و ابرهای تیرهی درمانده از دشت خشک آب گدایی کرد. در دشتها گرسنگی آبدیدهای گل داد گندم هراسچارپری شد و مرگ آخرینِ پرنده در کشتزار اهل زمین چرخید انسان به غار رفت دوباره. در وحشتی معلق و وحشی عشق از دیار شیفتگان رفت...
-
مرگ آفرین / مرتضی افشار
شنبه 17 شهریور 1403 16:19
زندگی در نقش یک مرگ آفرین کشته ما را بارها؛ بی طناب دارها. ** #مرتضی_افشاری ╭━═━⊰
-
تنهایی / فلور نشاجی
شنبه 17 شهریور 1403 16:17
من در نبردی تن به تن بودم؛ پیروز شد دردم؛ تنهایی ام را زندگی کردم. *** #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
چگونه / نعیمه المولی
شنبه 17 شهریور 1403 16:15
وقتی از دردهای حاصلخیز سهم من خوشههای تنهاییست، زندگی را چگونه باید زیست؟ *** #نعیمه_المولی ╭━═━⊰
-
محمد علی بهمنی: «خودباوری خودباروَر درغزل» به قلم: عابدین پاپی (آرام)
شنبه 17 شهریور 1403 11:07
مترادف غزل شعر، عشق بازی و معاشقه است و برابر پارسی این واژه کلماتی چون: چامه، چکامه، سُروده، سَرْواد و ترانه تعبیر شده است. درکشاف اصطلاحات الفنون چنین آمده که: غزل اسم مغازله است به معنی سخن گُفتن با زنان و دراصطلاح شُعرا عبارت است از ابیاتی چند متحد دروزن و قافیه که بیت اول آن ابیات هم قافیه (مقفی) باشد و حدوداً...
-
بهمنی و شکستن تابوی غزل /محمد رضا راثی پور
جمعه 16 شهریور 1403 21:24
در مورد مرحوم محمد علی بهمنی و شعرهایش سالها پیش مقاله ای با عنوان چالشهای دستیابی به غزل اثیری که مقایسه ای بود بین آثار چهره های مطرح غزل معاصر نوشته بودم که متاسفانه با نقل مکان های مختلفی که کرده بودم نتوانستم در حال حاضر اصل مقاله را پیدا کنم و فقط فرازی از آن را که در خاطرم مانده بازگو می کنم. اولها که با کار...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 شهریور 1403 05:54
﮵ں﮹ارسى ا ﮳ر﮳را ﮴ ه است و ﮳ازی و معاس﮶ ﮴رادف ع﮲ر﮲ ل س﮶ عر، عس﮶ قم ﮲ ﮵ں آمده که: ع﮲ر﮲ ل اسم مع﮲ازله﮲﮲ون ح﮹﮲﮵ر س﮶ ده است. درکس﮶ اف اصطالحات ال﮳﮴ع ﮲ه﮴را سُ روده، سَ رْ واد و ﮲ ﮵ه﮲﮴ا ﮴حد دروزن و﮲د م﮴ى ح﮹﮵ا﮳﮳ارت است از ا﮲ان و دراصطالح س﮶ُ عرا ع﮳ا ز﮴ں﮲ُ﮲ى سح﮲ ںک﮳ه مع است ﮲ ﮲ ﮴داول و﮵ت م﮳...
-
قسمتی از نامه نیما یوشیج به برادرش
دوشنبه 5 شهریور 1403 16:01
من هرگز انزوای عزیز خود را به بهای چیزهای بیهوده نمیدهم و قلب خود را که به قیمت کائنات تمام شده تسلیم جمعیت نمیکنم ۸۴۹ پسند mkazemia 7 روز قبل بیشتر shahnazteherani نیمایوشیح نامه به برادر Σ دنبال کردن
-
وسوسه / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 5 شهریور 1403 12:40
صبحدمان ، آن زمان که بانگ موذن قطع کند بند خواب خسته دلان را دغدغه ی روز دیگر و غم دیگر می برد از خاطرم امید و امان را بختک تشویش قدرت حرکت را از عضلاتم گرفته است تو گویی نشئه ی خواب از سرم ، اگرچه پریدست نیست توانم که پا شوم به وضوئی وسوسه ی در نسیم صبح دویدن فارغ از افکار تار و غمزده زیباست لیک چه چاره که با اراده ی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 شهریور 1403 09:36
۳۸. شفیعی کدکنی ۳۶. درهای زنگ خورده زندان سرای زندگی ما، زبان ما، دیریست کز شکفتن و آواز بیبر است پس کوچه ای ست بسته و هر جاش بنگری درهای زنگ خورده و دیوار بیدر است. ٢٤
-
پرسه / محمدعلی شاکری یکتا
جمعه 2 شهریور 1403 09:31
برگشته ایم از ختم یک نفر که روزهای زیادی قدم زنان میرفت و سوت میزد و کبریت می کشید و فکرهای تیره ی خود را روشن میکرد وقتی به خانه بر می گشت تاریخ مینوشت متن کتابهای قدیمی را ورق ورق به باد می داد از جمله تا علامت پرسش زیر تمام حادثه ها خط می کشید و خط خطی میکرد بیچاره گاهی هم میان خط و نقطه خطا می کرد. ۱۵ آذر ۱۴۰۰
-
سازهای شعر نیما/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:57
با آنکه نیما یوشیج در خانوادهای زاده و بزرگ شد و پرورش یافت که پدر خانواده اهل موزیک بود و تار مینواخت و به دختر دومش- ناکتا- هم نواختن تار را آموخته بود، و به این موضوع، نیما در نامهای به برادرش اشاره کرده و نوشته: «خیلی رقتانگیز است وقتی که خواهر کوچک من تار میزند و دوتایی (منظور نیما از «دوتایی»، مادرش و...
-
ماندولیننواز/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:56
کنار ایستگاه مترو، روی چارپایهی حصیریاش نشسته است جوان ماندولیننواز بیست و چند سالهی تکیدهای وجود او پر است از انرژی نواختن لبالب است از امید شاد ساختن و ماندولین رنگ روی رفته و قدیمی پدربزرگ را گرفته است عاشقانه در بغل سونات ر-ماژور، اپوس-چهار، از ویوالدی عزیز را که ساختهست آنتونی نازنین او برای ماندولین و...
-
بخش هایی از نامه فروغ فرخزاد به فریدون /فروغ فرخزاد
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:39
مگر من اینجا چه .... شدم که تو میخواهی بشوی؟ دو سال است به آلمانی شعر میگوئی و برای خودت آدمی شده ای. من 10 سال است که شعر میگویم و هنوز وقتی احتیاج به 50 تومان دارم باید سر خودم را بگیرم و از بدبختی گریه کنم. وقتی میخواهم یک کتاب چاپ کنم ناشرها بزور دست توی جیبشان میکنند و هزار تومان حق التالیف میدهند و آن کتاب را هم...
-
اسماعیل خویی / ویکی پدیا
یکشنبه 28 مرداد 1403 06:45
اسماعیل خویی (1317-1400) نیز به قافلهی رفتگان پیوست. او شاعر بوده، فلسفه خوانده و پیش از تحولات 1357 فلسفه تدریس کرده و همچنین چند کتاب نیز به فارسی بازگردانیده و دستی هم بر آتش نظریهی ادبی و نقد و تصحیح داشته؛ حتی به شیوهی افلاطونی جدالی هم با مدعی داشته است. در همین جدال از قول «گیلبرت رایل»، فیلسوف انگلیسی، نقل...
-
خواست / اریش فرید / بهنود فرازمند
جمعه 26 مرداد 1403 11:04
کسی که خواسته جهان طوری بماند که هست -نمی خواهد جهان باقی بماند #اریش_فرید #بهنود_فرازمند #شعر_آلمان #شعر_آلمانی @poemot #کانال_شعر_ترجمه
-
شمار احمقان / آکو امینی
جمعه 26 مرداد 1403 11:04
شمار احمقان از شمار برگ درختان و گنجشکان بیشتر است همه ی کبوتران سرنشین جهان شمارشان به شمار احمقان این شهر نمی رسد ای دوست احمقان اینجا پادشاه اند منتقد اند حاکم اند معلم زیبایی شناسی اند موزیسین اند روزنامه نویس اند شاعرند شمار احمقان از شمار ستاره ها بیشتر است احمقان مدام در حال بیشتر شدن اند چه ساده میتوانند مرا...
-
زخمی /فاطمه موسوی
جمعه 26 مرداد 1403 11:03
زخمی از زوزهی هزاران گرگ چکهچکه به راه افتادم؛ ماه بودم به چاه افتادم. **... #فاطمه_موسوی ╭━═━⊰