-
ماندولیننواز/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:56
کنار ایستگاه مترو، روی چارپایهی حصیریاش نشسته است جوان ماندولیننواز بیست و چند سالهی تکیدهای وجود او پر است از انرژی نواختن لبالب است از امید شاد ساختن و ماندولین رنگ روی رفته و قدیمی پدربزرگ را گرفته است عاشقانه در بغل سونات ر-ماژور، اپوس-چهار، از ویوالدی عزیز را که ساختهست آنتونی نازنین او برای ماندولین و...
-
بخش هایی از نامه فروغ فرخزاد به فریدون /فروغ فرخزاد
یکشنبه 28 مرداد 1403 20:39
مگر من اینجا چه .... شدم که تو میخواهی بشوی؟ دو سال است به آلمانی شعر میگوئی و برای خودت آدمی شده ای. من 10 سال است که شعر میگویم و هنوز وقتی احتیاج به 50 تومان دارم باید سر خودم را بگیرم و از بدبختی گریه کنم. وقتی میخواهم یک کتاب چاپ کنم ناشرها بزور دست توی جیبشان میکنند و هزار تومان حق التالیف میدهند و آن کتاب را هم...
-
اسماعیل خویی / ویکی پدیا
یکشنبه 28 مرداد 1403 06:45
اسماعیل خویی (1317-1400) نیز به قافلهی رفتگان پیوست. او شاعر بوده، فلسفه خوانده و پیش از تحولات 1357 فلسفه تدریس کرده و همچنین چند کتاب نیز به فارسی بازگردانیده و دستی هم بر آتش نظریهی ادبی و نقد و تصحیح داشته؛ حتی به شیوهی افلاطونی جدالی هم با مدعی داشته است. در همین جدال از قول «گیلبرت رایل»، فیلسوف انگلیسی، نقل...
-
خواست / اریش فرید / بهنود فرازمند
جمعه 26 مرداد 1403 11:04
کسی که خواسته جهان طوری بماند که هست -نمی خواهد جهان باقی بماند #اریش_فرید #بهنود_فرازمند #شعر_آلمان #شعر_آلمانی @poemot #کانال_شعر_ترجمه
-
شمار احمقان / آکو امینی
جمعه 26 مرداد 1403 11:04
شمار احمقان از شمار برگ درختان و گنجشکان بیشتر است همه ی کبوتران سرنشین جهان شمارشان به شمار احمقان این شهر نمی رسد ای دوست احمقان اینجا پادشاه اند منتقد اند حاکم اند معلم زیبایی شناسی اند موزیسین اند روزنامه نویس اند شاعرند شمار احمقان از شمار ستاره ها بیشتر است احمقان مدام در حال بیشتر شدن اند چه ساده میتوانند مرا...
-
زخمی /فاطمه موسوی
جمعه 26 مرداد 1403 11:03
زخمی از زوزهی هزاران گرگ چکهچکه به راه افتادم؛ ماه بودم به چاه افتادم. **... #فاطمه_موسوی ╭━═━⊰
-
خطا /مرتضی برخورداری
جمعه 26 مرداد 1403 11:02
بینوا بادکنک مقصدش سمت هواست؛ تکیه بر باد خطاست. ┄┅─═◈═─┅┄
-
گرداب / نعیمه المولی
جمعه 26 مرداد 1403 11:01
دریا سرشتم؛ گرداب آتش میزند موج، در چشمهای سرنوشتم.
-
تمثیل / محمد ابرغانی
سهشنبه 23 مرداد 1403 20:10
گفت که دیوانه منم به هر کجا قدم نهم نقش سفاهت بزنم برغم زخم از رفقا برایشان من هستم هنوز خاک کف پا بگو که جیبم بزنند بگو فریبم بدهند نمی هراسم هرگز از اشتلمهای جفا مثال اویی که خرش برفت در صومعهای و خود به آواز بلند نداشت پروای خرش برفت خر می گویم ز خیر و شر می گویم بگو بگویند که من بپای این قوم دغل بریختم هر آرزو که...
-
یک سوزن در انبار کاه / رویا صدر
دوشنبه 22 مرداد 1403 19:35
پیدا کردن سوزن در انبار کاه اگرچه به امری محال میماند ولی ازآنجاکه امر محال ممکن است، افراد زیر اگر با چنین پدیدهای روبرو شوند اینطوری میکنند: یک انقلابی : انبار را به جرم مخفی کردن سوزن بر سر ساکنانش خراب میکند و روی مخروبهها یک انبار کاه جدید میسازد با این امید که سوزن را در آن پیدا کنند. یک مدیر اقتصادی...
-
من دیگر کودک کار نیستم /سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 22 مرداد 1403 19:10
کتاب من دیگر کودک کار نیستم" نوشته سعید سلطانی طارمی، نگاهی عمیق و تأثیرگذار به زندگی کودکان کار دارد. این اثر به بررسی دلایل و منشا گسترش این پدیده پرداخته و از عوامل مختلفی مانند اعتیاد، سواستفاده و فقر که کودکان را به سوی کار کشیده، صحبت میکند. نویسنده با بیان تصویری از درد و رنج کودکان بی پناه و ناچار به کار...
-
راه / سید قاسم ناظمی
دوشنبه 22 مرداد 1403 18:59
میرویم و راه ما را از مقصدی به مقصدی دیگر میبرد ابتدا و انتها غرق در مهاند و تنها راه با تو همراه ،است نمیدانی مقاصد تو را تا به کجا میکشند و این اتراق و پا به یراق شدنها چه پایانی خواهند داشت! باید گذشت با چشمهایی نگران و بی اعتنا به پیرامون و با پاهای گریزان از ایستایی و رخوت... ما با رفتن معنا پیدا میکنیم و رستگاری...
-
دلتنگ / حمید نیک نفس
جمعه 12 مرداد 1403 16:54
دلتنگ برف میشود این چتر در کویر
-
گم / امیر دادویی
جمعه 12 مرداد 1403 04:37
شکوه قهقهه ات کوچه های منطق را آشفته میکندآن گاه درآستانه ی یک بهت مشترک گم میکنم ترا آن سوی کوچه ی این روزهای زخم درانحنای دوخط شعرسوخته گم میکنم ترا گم میشود دلم..... برای محمدنادری که چقدرشبیه خودش بود وما که چقدر شبیه خودمان نیستیم #امیر_دادویی https://telegram.me/joinchat/BBTcGT5kzlNIDZXN-H_Uzg
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 مرداد 1403 16:08
گویند کوتاه ترین شعر فارسی این شعر محمد زهری است غروب غربت / آه! شعری که در چینش شاعر سه سطری ،است اما در ذات خود یک از یک سوم شعرهای کوتاه نیک نفس در مجموعه ساعت کلاغ یک سطری هستند که به دو سه و یا چهار سطر تقسیم شدهاند کـ حذف سطر بندی پلکانی آنها باز می نویسم - برف بازی میکند با مویمان اسفند (ص ۷۶) باز گنجشکان عاشق...
-
سودای بی دلیل / محمد جلیل مظفری
دوشنبه 8 مرداد 1403 16:00
من قرنها را با سایۀ همیشه بسیط تو زیستم و رنج را در پشتِ پلکهای نمورت گریستم گفتم: بعد از تو آفتاب تأخیر میکند اما دیدم این هرزۀ همیشۀ هرجایی خوشرقصیاش وقیحتر از قبل گل کرده است گفتی که پای آمدنش لنگ میزند؟ که بیرفیق رفتی و این رنج کهنهسالِ تباهی را بر شانههای زخمیام انباشتی اما رفیق نیمۀ راهم اکنون من...
-
قدم / امیر دادوئی
دوشنبه 8 مرداد 1403 16:00
اندوه عمیق بیش و کم در دنیا از هیچ همیشه تا عدم در دنیا اینگونه گذاشتیم در تنهایی با حی علی العزا قدم در دنیا
-
تفسیری بر اجاق سرد / سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 8 مرداد 1403 15:59
مانده از شبهای دو را دور بر مسیر خامش جنگل سنگچینی از اجاقی خرد اندر او خاکستر سردی همچنان کاندر غبار اندوده ی اندیشههای من ملالانگیز طرح تصویری در آن هر چیز داستانی حاصلش دردی روز شیرینم که بامن آتشی داشت نقش ناهمرنگ گردیده سرد گشته، سنگ گردیده با دم پائیز عمر من کنایت از بهار روی...
-
طعم گناه / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 8 مرداد 1403 15:59
لذت طعم سیبهای گناه آدمی را به پرتگاه افکند خط قرمز ندیده رد کردن چشمها را به اشتباه افکند سیب اگر اینقدر کراهت داشت در بهشت برین نمی رویید عطر گل گر نبود شامه نواز غنچه ای را کسی نمی بویید آن بهشتی که حس و حالش را گاز یک سیب ، می دهد بر باد قفس باید و نباید هاست که از آن کس نمی شود آزاد برگ انجیر صد شرف دارد به بهشتی...
-
خسرو فرشید ورد / ویکی پدیا
دوشنبه 8 مرداد 1403 15:58
" خُسرو فرشیدوَرد ، از اساتید دانشگاه و صاحبان ذوق و ادب بود که شعرهایی در قالب شعر کلاسیک نیز می سرود. خسرو [۲] فرشیدورد، با نام خانوادگی قبلی ثقةالاسلامی، [۳] در سال ۱۳۰۸ در ملایر متولد شد. پدرش خان یکی از توابع ملایر بود. تحصیلات خود را تا پایان دورهٔ دبیرستان در زادگاهش انجام داد، و برای تحصیل در رشتهٔ زبان و...
-
سنگ / جلیل صفر بیگی
دوشنبه 8 مرداد 1403 15:58
سخت است دلش ولی پر از گنجشک است در پوست خود چگونه می گنجد سنگ؟
-
قلب من جزیرهی قناری است/ مهدی عاطفراد
جمعه 29 تیر 1403 20:40
قلب من پر از قناریان نغمهخوان خوشنواست. قلب من پر از قناریان پرگشوده است. قلب من پر از قناریان پرشکسته است. قلب من پر از قناریان بینوای در قفس اسیر مانده است. قلب من پر از قناریان زخمی است. قلب من پر از قناریان خسته است. قلب من پر از قناریان ناامید و از درِ امید رانده است. قلب من پر از قناریان کرده کز به گوشهای و...
-
دیوارهای شعر نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
جمعه 29 تیر 1403 20:38
دیوار چنانکه هست انداختهاند وز ما و شما خشت در آن ساختهاند دعوای من و تو اش کند کج ور راست بنیاد همان است که پرداختهاند. □ دیوارها در شهر شعرهای نیما یوشیج جایی استوار دارند و در هر کوچه و خیابانی، و در هر کوی و برزنی از زیستگاه شعرش با دیواری بلند یا کوتاه، و محکم یا سست روبهروییم: دیوارها واقعی- دیوارهای مجازی...
-
چرا احمق ها همیشه بر باهوشها پیروز می شوند / محسن الوان ساز
سهشنبه 26 تیر 1403 11:35
۱ بقا مدیون انعطاف پذیری است نه .هوش باهوشها به حل مسئله فکر می کنند، احمقها میگویند هرچه شما بفرمایید قربان و اینگونه بیشتر عمر میکنند. هوش زندگی را اداره نمیکند اولین سلولهایی که با یکدیگر ادغام شدند و یک کرم چند سلولی را ساختند در تلاش برای بقا بودند. اگر بنا بود که هوش متضمن بقا باشد کلاغها بدون حتی یک اختراع باید...
-
بندیان / محمدعلی شاکری یکتا
سهشنبه 26 تیر 1403 11:35
با تواَم کبوتر سپید نامه بر که مهربان میان واژگان شعر من نشسته ای پیام مردمان این محلّه را به ساکنان قریه ها و شهر های دور می بری؟ : در جهان تیربار و این همه کمانه ها گرچه بندیان بسته ایم همچنان کبوتران برای پرکشیدن از قفس نه خسته می شویم نه از هراس باشه ی گرسنه و حریص بال و پر شکسته می شویم. **
-
نسیم خسته / محسن صلاحی راد
دوشنبه 25 تیر 1403 20:23
ماندهام که باز از کدام سو این نسیمِ خسته میوزد که بازـ ماندگانِ این کویرِ بیعبور دستها گشوده در هوای آرزو آرزویشان؟ که خاک بردمد سر برآورد دوباره سروِ کاشمر جان بگیرد از ورای روزهای دیر و دور دشتهای پُرشکوفۀ سرور... ای نسیم خسته، از کدام سو میوزی که باز هم فریبمان دهی مشقِ روزهای بینصیبمان دهی...
-
تنهایی /جلیل صفربیگی
دوشنبه 25 تیر 1403 20:22
بی حوصله، پر بهانه برمیگردد شبها که به آشیانه برمیگردد تنهاتر و زخم خوردهتر از هر روز تنهایی من به خانه برمیگردد #جلیل_صفربیگی نتهای تنهایی، انتشارات سپیده باوران
-
سفرنامه / حسن فرازمند
دوشنبه 25 تیر 1403 19:58
آبجوش و یخ و سیگار بستنی کیم، زغال خط ایرانسل و نوشیدنی سرد و گوارا ابتدای سفر این است، عزیزم انتهای سفر اما: خاطرات من و تو، عکس لب جاده و رود و اجاقی خاموش خالی از آتش و دود و تو با من خواهی گفت: حسن کاش انسان دائما در سفر و فکر سفر بود.
-
تا کی / سید علی میر افضلی
دوشنبه 25 تیر 1403 19:55
در شعرهای من بهدنبال خودت هستی؟ یکبار هم در شعرهای من به دنبال خود من باش. لطفاً مرا آهسته خوانی کن!
-
غزل / امیر دادوئی
دوشنبه 25 تیر 1403 15:13
#غزل به شاعر ،پزشک ،و انسان بزرگ دکتر محمد رضا راثی پور تمام شاخه ها را در مسیرش رنگ و رو داده نگاهش وسعت آیینه ها را آبرو داده درون قایقی از دورترهایی مه آلوده دلش را دست بی پروایی پرواز قو داده دو رکعت عشق را در بی قراریها وضو کرده تمام رود را در اشک شبنم شستشو داده کبوترهای بی پرواز را در عصر دلتنگی بروی بام بارانی...