-
آبشار / جلیل صفر بیگی
دوشنبه 14 آبان 1403 15:34
پر می کشی، آبشار خواهی شد، رود با کوه اگر نشست و برخاست کنی #واران #نورباعی @js313
-
پاییز / لیلا پور حسین
دوشنبه 14 آبان 1403 15:30
در بین این گلها پاییز میبینم؛ خوشحال غمگینم. *** #لیلا_پورحسین ╭━═━⊰
-
فوت آب / مرجان مهران
دوشنبه 14 آبان 1403 15:29
تویی انتخابم! اگر موج هم باشی ای دوست! تو را فوت آبم. *** #مرجان_مهران ╭━═━⊰
-
زرد / مرجان مهران
دوشنبه 14 آبان 1403 15:28
ناامیدم نمیکند پاییز؛ برگهایی که زرد می ریزد؛ میرود با بهار برخیزد. *** #مرجان_مهران ╭━═━⊰
-
نگاهی از لب مهتابی / محمد ابرغانی
جمعه 11 آبان 1403 20:46
با آقای راثی پور بیش از سی سال هست که دوستی و آشنایی دارم و شگفت اینکه باعث آشنایی و دوستی ما نیز همین شعر بوده است وگرنه ما هم رشته نبودیم و حتی هم دانشگاه هم نبودیم.در ایام دانشجویی یکی از هم اطاقی های من دوست و همکلاس جناب راثی پور بود و چند بار که ایشان به پانسیون ما آمده بود با دیدن کتابهای احمد شاملو که من همیشه...
-
شرحِ درد و دردوارِگی ها دردفترِ شعر «لب مهتابی اندوه اثر محمدرضا راثی پور / عابدین پاپی (آرام)
شنبه 5 آبان 1403 16:19
شرحِ درد و دردوارِگی ها دردفترِ شعر: «لب مهتابی اندوه» از محمدرضا راثی پور به قلم: عابدین پاپی (آرام) (ثبت: 273384) آبان 3, 1403 شعر نو به ژانری متفاوت درازمنه ی شعر معاصر فارسی گفته میشود که برآمده و خیزش و انگیزش این ژانر ادبی ازآنِ علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج است. شعر نیمایی را میتوان حرکت درتغییر نامید و...
-
باید حرف می زدم / سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 30 مهر 1403 20:39
چه میتوانی کرد ای مرد؟ جهان گذرگاهیست غریب، هایل، تاریک و مرگ عابر بیچهره گرسنه، که پشت نقاب حادثه نزدیک است کنار خواهر همزادش در سایه میسپارد راه و زیستن یعنی رفتن به میهمانی مرگ علیرضا طبایی (از شعر مرگ بیچهره) سختترین نوع نوشتن، نوشتن در بارهی شاعر و دوست تازه از دست رفته است. از...
-
پارادایم فکری علی رضا طبایی /عابدین پاپی
دوشنبه 23 مهر 1403 16:28
درباره ی یک موضوع یا نشانه ی طبیعی سخن راندن بسی راحتتر و معقولتر به نظر م ی رسد تا که بخواهید درباره ی یک پارادایم فکری یا اندیشندگی یک اندیشمند صحبت کنید. دلیل عمده شاید ذهن سیال و نوآوری یک پارادایمِ علمی – عملی است که تفاوت عمدها ی با یک موضوع یا نشانه دارد چرا که این پارادایم قدرت فکریدن و اندیشیدن دارد و...
-
بیایید حرف بزنیم / محسن الوانساز
یکشنبه 22 مهر 1403 15:54
از جمله تفاوتهای فرهنگی ما ایرانیان با سایر ملل، پیچیدگی زبانی و شاعرانگی کلام است یعنی در پس واژگان زبان فارسی آنچه به زبان می آید با آنچه مقصود گوینده است زمین تا آسمان فاصله .است. کمتر زبانی در دنیا از این فرهنگ استعاری - کنایی بهره میجوید ریشه این تفاوت رفتاری - کلامی در کجاست؟ برای پاسخ به این پرسش باید به تاریخ...
-
ناگاه /جلیل صفر بیگی
جمعه 20 مهر 1403 20:01
در کوچه وزید بوی مویش ناگاه باران سَر و رو نشُسته آمد بیرون #واران #نورباعی @js313
-
گاگولها / محسن الوان ساز
جمعه 20 مهر 1403 14:30
یکی بود که هیچ وقت نبود یه شهری بود پر گاگول لابد میگید این یه قصه است که بنده از تنبون مبارکم درآوردم و واسه جلب توجه چارتا دری وری هم چپوندم توش؟ نه بابا واقعیه چشاتونو که وا کنید مث مور و ملخ دارن تو هم میلولن اینا واسه خودشون دفتر و دستک دارن مرام و آئین نامه دارن الکی که گاگول نشدن مثلا یه عده هستن موسیقی با...
-
چند شعر از علی رضا طبایی
جمعه 20 مهر 1403 14:23
1 این خاک، پارهای ز بهشت است امّا، حیفا...! بر چهرهاش، ـ هنوز، پس از سی قرن جا پای خشکسالی و، ـ نقش دروغ و، ـ فقر زشت است! 2 باید به آفتاب بگویم: «... نام مرا، به خاطر بسپار! من سالهاست سایهی خود را از یاد بردهام. خود را نمیشناسم، انگار مردهام در خاطرات دور، مروری کن! نام مرا به یاد آر! * آن سالهای غفلت...
-
فصل تو / فلور نساجی
جمعه 20 مهر 1403 07:58
باد میبارد و برگ، زیر پاهای من است؛ فصل زیبای تو را خواستن است. ** #فلور_نساجی ╭━═━⊰
-
در اگر / زهره طریقی
جمعه 20 مهر 1403 07:56
با اگرها زندگیمان سخت شد؛ باید این تردید را در هم شکست؛ در اگر نتوان نشست. *** #زهره_طریقی ╭━═━⊰
-
مگر /سید مرتضی معراجی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:08
مگر می شود تو باشی من باشم عشق نباشد حتی در این زمانه ی دهان بندان این زندان که هیچ حرفی را بی پرده نمی توان زد مگر می شود تو باشی من باشم عشق نباشد وقتی چشمهایمان این پنجره های رو در رو این آینه های انعکاس احساس بی زبان یکدیگر را می جویند مگر می شود تو باشی من باشم عشق نباشد حتی در این زمانه پر ترفند زمانه ی بی بوسه...
-
جوانی / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:07
تجربه ی سنگلاخ بی مدد چشم ، آینه ای تار از جوانی من بود راه نپیموده ، عزم جزم گسستن باعث و بانی ناتوانی من بود تا که بماند مصون حریم یقینم مشورت از سیم خار دار گرفتم تا نکند رخنه موریانه تردید هرچه توان داشتم به کار گرفتم زلزله اما تمایزی نگذارد بین حصار حصین و کومه ی چوبی روی گسل هر که خانه ساخت زیان کرد مشت به سندان...
-
ننگ و نام / محمد جلیل مظفری
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:07
با هرچه ننگ و نام مرا آفرید و رفت خطی به سرنوشت سیاهم کشید و رفت انگار روز خلقتِ من حوصله نداشت ناف مرا به داغ جدایی برید و رفت گویی که روز خلقتِ من ناامید شد از خلقت بشر ، که لبش را گزید و رفت یک شب میان گریه دوباره ظهور کرد از چشمهای بیکسی من چکید و رفت در دشت احتضار تبم را شنیده بود حتی مزار خاطرهام را ندید و...
-
گمان / علی مجنون تبریزی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:07
ناگـهـان نوری هـویدا شـد گمان کردم تویی عـالمـی غـرق تمـاشـا شـد گمان کردم تویی تا که خلـقی دیـد آن زلـف سـمـن سای تورا شورشی از شوق بر پا شد گمان کردم تویی از ورای ابـرهـا نـوری بـه مـعـنـای کـلام آیه ای از عشق معنا شد گمان کردم تویی خواستم هجی کنم آیاتی از رخسار دوست لن تراتی لفـظِ گویا شد گمان کردم تویی تا که دیـدم...
-
دوبیتی / امیر دادویی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:05
نگاه از رنج هاجر هم گرفتی تو از ابلیس ساغر هم گرفتی شنیدم قرنهای قرن خوابی خدایا زخم بستر هم گرفتی؟ پانزدهم مهر #امیر_دادویی
-
رفته ای/سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 19 مهر 1403 20:05
رفته ای آنچنان عمیق، دور، بی ملاحظه، که صدای من حوالی صدات را حس نمی کند که مشام من به بوی تازه ات نمی رسد و سرم به دامنت. ای نهاد سالهای ماه زادگاه خاطرات دلبخواه ازچه ناگهان و بی هوا زدی به رفتن از سپیده دم؟ آآآآآی چشم اشکهای من با کدام آه تیره از حریم گریه ام گریختی ای دهان ضجه های بی سخن آن گلوله در سرت گردنت و...
-
فلاکت /ریچارد براتیگان
دوشنبه 16 مهر 1403 19:14
چه فلاکتی بدتر از این، بوسهای را به وضوح به یاد آوری که هرگز رخ نداده است. #ریچارد_براتیگان (آمریکا)
-
سه کلاغ / اسد آبشیرینی
دوشنبه 16 مهر 1403 09:49
اگر بتوان سه « کلاغِ » برجسته در ادبیّاتِ معاصر فارسی، به حسب قدرت و شهرتِ آنها نام بُرد، یکی همین کلاغِ معروفِ محمدعلی بهمنی است در غزلِ: « در این زمانهی بیهای و هویِ لالپرست خوشا به حالِ کلاغانِ قیلوقال پرست ». و آن دو دیگری یکی از آنِ شاملوست: «هنوز در فکرِ آن کلاغم در درّههای یوش: با قیچیِ سیاهش بر زردی ِ...
-
انتظار / پرتو کرمانشاهی
دوشنبه 16 مهر 1403 09:49
آه از تو ای سپیده ی شبهای دیر پا یک شب از انتظار تو چشم نیارمید گفتم اساس ظلم چنین و چنان کنم خواب و خیال بود و دریغا ز سر پرید در من هنوز وسوسه ی شعر، ای عجب جوش جوانه میزند و نغمه ی امید باشد که روزگار بسنجد بگو پرش شعری که کس زما به پشیزی نمی خرید پرورده ی غرور و کنار توام، پراو! بر تو درود باد، از این پیر سر سپید...
-
ژاله قائم مقامی ( عالمتاج) / مجله فرهنگ نو
دوشنبه 16 مهر 1403 09:48
۵ مهر سالروز درگذشت ژاله قائممقامی"عالمتاج" (زاده ۱ اسفند ۱۲۶۲ فراهان -- درگذشته ۵ مهر ۱۳۲۶ تهران) شاعر "مادر پژمان بختیاری" او متخلص به ژاله، مادرش مریم یا گوهر ملک، دختر معینالملک و پدرش میرزافتحاله، نبیره قائم مقام فراهانی بود. وی در پنج سالگی خواندن فارسی و عربی را آغاز کرد و تا ۱۵ سالگی...
-
عنصرشعر(کهکشانراهشعر) / مراد قلیپور/ شماره ۱۶۹۷ روزنامه #نقدحال
دوشنبه 16 مهر 1403 09:48
اگر برای شناخت انسان از اتم شروع میکنند؛ پس برای شناخت شعر و زبان، از کجا باید شروع کرد؟ آیا عنصر شعر، زمینیست یا این که زمین پرستار شعر است؟ اولین عنصر شعر کدام است؟ ما هنوز در محاصره کهکشان کوچک زبان هستیم. باید زمینه را برای رسیدن به کهکشانهای بعدی زبان فراهم ساخت. اگر بتوانیم وارد جسم زبان بشویم چه چیزهایی...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
دوشنبه 16 مهر 1403 09:48
قاصدک / مهدی اخوان ثالث قاصدک هان چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی اما اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار از این در وطن خویش غریب قاصد تجربه...
-
غمهای ماه / شارل بودلر / رضا رضایی
دوشنبه 16 مهر 1403 09:44
امشب ماه کاهلانهتر رؤیا میبیند؛ مانند زیبارویی لمیده بر تلِ بالشها که پیش از خفتن، با دست محتاط و نرم، گرداگرد سینههایش را نوازش میکند، ماه محتضر بر بالش حریرگون تودههای ابر به رخوتی دراز تن میسپارد و چشمهایش به تماشای رؤیاهایی سپید میرود که چون گلهای شکوفان به آسمان سرمیکشند. گهگاه که از بطالت و ملال اشکی...
-
پارو / احمد رضا احمدی
دوشنبه 16 مهر 1403 09:43
تا همهی ما در پاییز در گلهای داوودی غرق نشدیم تند پارو بزن درد میآید و میرود اما پاییز پشت پنجره استوار ایستاده است تند پارو بزن تا عمر به پایان نرسیده است به خانه برویم، سرد است چراغ راهرو را روشن گذاشتهام کسانی دیر آمدند چراغ را خاموش کردند کاش دزد بودند حالا که شب میشود به یاد تو هستم.
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 8 مهر 1403 16:14
و همینست که میدانم…/ محمد حقوقی ابر اگر موج آسمان گر دریاست … تو کجایی که بگویی که تماشا کن دیدم آن شب را، آن شب را چشمههایی که نجوشید، نجوشید از این سوی کویر ناگه از چشم تو جاری شد، جاری شد باز… باز گفتی که تماشا کن -گفتم: که جدا خواهم شد اینک، اینک تو کجایی که بگویم، که تماشا کن ماه را…! کانجا در چاه بلند...
-
تا چراگاه کلاغان... / علی رضا طبایی
یکشنبه 8 مهر 1403 16:11
باز غفلت زد شبیخونی دگر در خوابمان مرگ را نوشید بر دست پدر، سهرابمان سایه هول است و قید از ما نمیگیرد ز پای تا دهان گورها، در خود، نگیرد قابمان ماهیان تشنه را بلعید ماهیخوار و... باز سوی مسلخ میبرد، با وعده تالابمان کشتی نوح است، میگویند و بر موج فریب میکشاند ناخدا، تا ورطه گردابمان معجزی روشن، چو ماه نخشب...