-
استقبال / سید مرتضی معراجی
دوشنبه 20 شهریور 1402 16:07
«««««««؛ باد می آید و می روبد پاک گرد و خاک در و دیوار حیاط شوق در خانه دل گستٓرٓد باز بساط و در انبوهی و سر سبزی یاس مرغکان می خوانند وقت وقت غزل و پرواز است همه شان می دانند شعر «دیدار امید»۱ بهترین زمزمه ای است که بر این لب جاری است چشمهایم نگران خیره بر عقربه ی ساعت دیواری است آه مهمان عزیز میزبانت دیگر طاقتش سر...
-
خبط / کوروش آقامجیدی
دوشنبه 20 شهریور 1402 16:06
نه حالمون خوبه، نه اهلِ لبخندیم . یه خبطِ غمگین از خودِ خداوندیم. به باخت می تازیم . به بُرد می بازیم نمی دونیم اما هنوز چن چندیم . درختِ یائسه ی یه معبده که یه عمر ، به شاخه هاش با شک ، دخیل می بندیم. یه ردِّ برجسته، یه زخم سربسته ، رو این تنِ خسته ، چه دردها کندیم ! یه دستِ بیرون مونده از یه باتلاقیم همینجا می...
-
با گلی ... / سید مرتضی معراجی
دوشنبه 20 شهریور 1402 16:06
با گلی اگر نشسته ام با درخت اگر که ایستاده ام با پرندگان به اوج یا فرود در سکوت یا سرود بوده ام یا به هر دیار رهروی همچو رود بوده ام یا که با درخت و آب و آسمان و گل گفتگو کرده ام در خیال خود با تو بوده ام ای همیشه آرزو من فقط تو را جستجو کرده ام ۹۳/۱ #معراجیسیدمرتضی @walehane
-
بعد مکثی / سید مرتضی معراجی
دوشنبه 20 شهریور 1402 16:00
بعد مکثی و سلامی دست در آغوش روی هم را خوب بوسیدیم چند سالی بود بی خبر بودیم از حال هم و حالا یکدگر را باز می دیدیم راستی او بود با همان مهر و محبت با همان رفتار با همان دستان گرم دائما تبدار چشم ها آن چشم گونه و ابرو همان و طرح چهره با همان خط و خطوط اما کمی پر رنگتر انگار زلف ها هم زانچه مانده بیشتر میل سپیدی داشت...
-
☕ قطعهای از کتاب
دوشنبه 13 شهریور 1402 09:53
میدانم هیچ چیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد؛ اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم؛ چرا که غم حریص است و بیشتر خواه و مرز ناپذیر ...! هر قدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد، و باز هم بیشتر، و بیشتر ... هر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، و له میکند ...! غم،...
-
یاد / پوشکین
دوشنبه 13 شهریور 1402 09:40
بگو هنوز به یادم میآوری بگو در این دنیا قلبی هست که هنوز در آن مسکن دارم. پوشکین
-
فاجعه ای به نام نوکیسگی‼️/ کانال تحلیل و رصد
دوشنبه 13 شهریور 1402 09:37
نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند: قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است. لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به " خودنمایی" ، " دیده شدن" " عرض اندام" و "نوچه پروری" دارند. نو کیسه ها، از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه...
-
مدخل / محمد رضا راثی پور
شنبه 11 شهریور 1402 05:59
ممکن است برای مخاطبان معدود این ماهنامه جای تعجب باشد ، که چطور ممکن است در نشریه مختص شعر نیمایی ، ویژه نامه ای برای ابراهیم گلستان ترتیب داده شده ، اما سوای اهمیت کار ابراهیم گلستان به عنوان یک نویسنده آوانگارد ، بازی های کلامی او و به کار گیری وزن در داستان کوتاه و نیز تاثیری که بر روی فروغ فرخزاد و مهدی اخوان ثالث...
-
نقدی بر فردای بی امیر/ استاد اقبال مظفری
دوشنبه 30 مرداد 1402 18:42
-
هشت چهارگاه/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:08
شبی به آینه گفتم که از تو بیزارم تو بازتاب منی و هیچ چیز به جز افسوس در آن نگاه پر از آه تو نمیبینم. □ من از وزیدن هر تندباد میلرزم چرا که کرد خراب شبی وزیدن یک تندباد توفانزا تمام خانهی رؤیایی امید مرا. □ تمام پنجرهها بستهاند و دلخسته و کوچهها همه بنبست چراغها همه خاموش بگو به معجزه آیا هنوز امیدی هست؟ □ شب...
-
گفتم- گفت / مهدی عاطفراد
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:04
فرم گفتوگو یکی از فرمهایی بود که نیما آن را میپسندید و در چند تا از سرودههایش از آن استفاده کرده است، از جمله در نخستین سرودهی به یادگار ماندهاش- مثنوی "قصهی رنگ پریده، خون سرد"- آنجا که به گفتوگو با نازنین یار نیکویش، "عشق" پرداخته است: گفتمش: "ای نازنین یار نکو! همرها! تو چه کسی؟ آخر...
-
اصل ها / سید علی میر افضلی
پنجشنبه 26 مرداد 1402 19:18
«اصل همه عاشقی ز دیدار افتد» سوانح العشاق/ احمد غزالی وَ ما اصلها را به هم ریختیم و در کوچهء فرعی عشق، دل باختیم و از رنگها دست شُستیم و بی رنگی آغاز کردیم. و با واژهها تشنگی را نشاندیم تو گفتی که: ای جان! من از خویش رفتم مَنَت گفتم: ای دوست! تو از دست رفتی و با حرفهایی ازین دست، اعجاز کردیم. نه از مذهب و کیش...
-
نقطه گریز / محسن صلاحی راد
پنجشنبه 26 مرداد 1402 07:51
چنگاژ میکشید به دیوار بر پردۀ تباهی و تکرار ای نقشبندِ عالم و آدم ای تو سترگ ای تو معظّم وقتی به گردِ ما و خودت سنگ روی سنگ دیوار میکشیدی یعنی تو هیچ فکر نکردی که نقطۀ گریزی چیزی محضِ نفس کشیدن بگذاری ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
-
باش /برزین آذر مهر
چهارشنبه 25 مرداد 1402 20:20
تو برزین باش و آذر باش در این شبها چو اخگر باش بسوزان هرچه تاریکی و تنهایی چراغی باش که در رگهای وحشت شعله می ریزد و در جام غمت شهری ز شادی ها می آمیزد اگر با شعله ای برخاسته از چوب کبریتی بپا خیزی هزاران نور همراهت و همپایت بپا خیزد بساط اهرمن ها را فرو ریزد بله ای خفته در زیر لحاف ترس به تو ای گوش تو چون گوش خر...
-
نه /حسین مصطفی پور
چهارشنبه 25 مرداد 1402 20:12
توت کهنسال نه باد پیداست نه گنجشکها
-
منم / سیروس نوذری
چهارشنبه 25 مرداد 1402 20:08
از آن طرف که تویی نرمه باد می گذرد از این طرف که منم ، تند باد پاییزی
-
قول / پاییز رحیمی
شنبه 21 مرداد 1402 21:16
-
چند پرده ی پاره درحرمسرای آزادی/ محمدعلی شاکری یکتا
جمعه 20 مرداد 1402 20:17
** پرده ی یکم ** زبان های بریده زاری سوگلی های وَسمه کشیده درخشش نیمتاج و چین شلیته های گلُ منگُلی مطربان کوچه وساقیان اَمرَد نوشانوش استکان های مستی بخش دعانویسانی باریش خضاب بسته. سرنوشت ، در مضحکه ی عفاف حرمسرا بر تخت نشسته است محکومانی به گردن جلادان خویش حلقه ی گل آویخته اند گریه ی میرغضب در شورابه ی اشک و دریاچه...
-
شعر شب / افشین علا
جمعه 20 مرداد 1402 20:15
✅ #شعر_شب ای خبرنگاران، ای راویان دانایی وارث رسولانید با دم مسیحایی میکنید در میدان با یلان، هماوردی کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی هم گهرشناسان را انس با اسامیتان هم جریدهخوانان را با شما همآوایی ای خوشا نگارشها، نقدها، گزارشها اشتیاق عکاسی، شور صفحه آرایی پای حرفهاتان تا یک دقیقه بنشینیم بردهاید ساعتها...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
جمعه 20 مرداد 1402 20:14
از افسانه / نیما یوشیج کِی دلی باخبر بود از این راز که بر آن جغد هم خواند غمناک؟ ریخت آن خانه ی شوق از هم، چون نه جز نقش آن ماند بر خاک هر چه، بگریست، جز چشمِ شیطان عاشق: ای فسانه! خَسانند آنان که فرو بسته رَه را به گلزار خَس به صد سال طوفان ننالد گل زِ یک تندباد است بیمار. سنگ / نصرت رحمانی در بادهای مهاجر چه خوانده...
-
انسان کلی / محمد صادقیان
جمعه 20 مرداد 1402 20:14
هر فردی اساساً در چارچوب زبان ملی (و ملت )خویش شخصی واجد فردیت می شود. مقوله ی کلی انسان- یعنی انسان به طور عام -در غیبت خاص بودن امری انتزاعی و توخالی است. از همین روست که مفهوم "جهان شهری بودن" همواره ریشخند شده است و هنوز هم می شود. لیکن چنانکه می دانیم خود کانت هرگز "جامعه ی مدنی جهانی" را جوهر...
-
هرگز / پل الوار
جمعه 20 مرداد 1402 20:08
ســــپیده که سر بزند، در این بیشهزارِ خزانزده شاید گلی بروید، شبیه آنچه در بهار بوئیدیم. پس به نام زندگی، هرگز نگو هرگز ▪️ پل اِلوار
-
تفاهم / مهدی جهاندار
جمعه 20 مرداد 1402 19:52
آدم کجا ز میوهی ممنوعه چیده بود ؟ ابلیس با خدا به تفاهم رسیده بود! اثباتش اینکه سجده نمی کرد با غرور، روزی که پشتِ کلِ ملائک خمیده بود! انسان به هر جهت به معلم نیاز داشت، قاتل کسی بود که کلاغ آفریده بود! یوسف نه از حیا به زلیخا نظر نداشت! بیچاره تا به حال زلیخا ندیده بود! زندان به داد ِ یوسف ِ بی پیرهن رسید، او نیز...
-
عشق / الهام فتاحی
جمعه 20 مرداد 1402 19:52
گذشت بود و نبودی که عشق خواندیمش فراز بود و فرودی که عشق خواندیمش به نیش طعنه گزید و به طعم گریه گذشت دقیقههای حسودی که عشق خواندیمش شبی به سیلی طوفان، شبی شکنجهٔ سنگ کرانههای کبودی که عشق خواندیمش نه شعلهای ته جنگل، نه رقص کولی بود همان تراکم دودی که عشق خواندیمش ببین دوباره زیان کردهایم از لطف تب تصوّر سودی که...
-
پیوند / نوید روستا
جمعه 20 مرداد 1402 19:52
پیوند ما کیکی بود با سرنوشتِ چاقو که پیش از رقص به هشت تکه قسمت شده بود نخستینش را پدر با دهانی وحشی جلوی مادر انداخت مادر - مغضوب - براندازش کرد زبانزده نزده به سمت پسر انداخت پسر پوزه بر آن مالید و گرگوار آن را به پیشگاه جفتش برد. وآن جفت با پوزخندی در چشم بر آرزویی رسیده آن را بر چنگ نیمخوردهی فرزند انداخت و...
-
جهان زیرسیگاری من است» / کانال تلگرامی معرفی کتاب
جمعه 20 مرداد 1402 19:50
«جهان زیرسیگاری من است» نام یکی از این دو کتاب است که شامل مصاحبه های پناهی از سال 68 تا 76 می شود. کتاب دیگری که از حسین پناهی منتشر شده «نوید یک روز بلند نورانی» نام دارد که مجموعه مصاحبه ها و چند سخنرانی این بازیگر و شاعر فقید در طی سال های 76 تا 83 است. در بخشی از جهان زیر سیگاری من است آمده است: «عشق دروغ پیچیده...
-
نداشته ها / پابلو نرودا
جمعه 20 مرداد 1402 19:47
. همیشه چیزهایی که نداشتهام را بیشتر دوست داشتهام همچون تو که بسیار دوری که بسیار ندارمت از کتابِ #از_خودت_برایم_بگو #پابلو_نرودا ▫️گرته ▪️@Garte_mag
-
گریستن / محمود درویش
جمعه 20 مرداد 1402 19:47
«انا تعلمنا البکاء بلا دموع». بدونِ اشک، گریستن را آموختیم. محمود درویش ▫️گرته ▪️@Garte_mag
-
هوای تازه / محمد رضا راثی پور
جمعه 20 مرداد 1402 19:45
از بالکن ، عمارت همسایه مانند قلعه ایست که هر روزنش پرتابگاه تیر نگهبانیست تا پس زند نگاه مهاجم را با قیر داغ فحش بیازارد هر چشم کنجکاو مهاجم را من تخته بند واحد سیمانی از روزنی که سهم من از آسمان شهرست بی قیر و تیر خانه همسایه بی گرد و خاک بازی طفلان اکسیژنی به سینه نیارم فرو برم از من مخواه بال زدن در اثیر را وقتی...
-
هذیان / محمد جلیل مظفری
جمعه 20 مرداد 1402 19:45
این خانه، این مساحتِ ابری در نقشهای بهوسعتِ دلتنگی با یادِ عصرِ پرسه و بیتابی آوار میشود به سرت، گویی در خواب و خلسهای ازلی از دست رفتهای و کودکانِ کوچۀ بازیگوش هی شیشههای پنجرهات را با سنگ میزنند در قابی از غبار ساعت در انتظار نشستهست انبوهِ کورِ عقربههای خموش و خواب رأسِ وقوعِ حادثه هی زنگ میزنند در...