-
داس / شروین سلیمانی
جمعه 27 آبان 1401 15:40
ای داسهای کهنه که بر تیغههایتان خشکیده خونِ یاسِ بنفش و سپیدِ ما ما کاشتیم و تیغِ شمایان نمیرسد هرگز به عمقِ خاک و به بذرِ امید ما ما سبز میشویم ما بیشه میشویم ما بر خلافِ میلِ شما ریشه میشویم بعد از هزار سال ما وارثانِ شادی و اندیشه میشویم روز زوالِ ظلمِ شما داسهای مرگ از راه میرسد خواهید سوخت با همهٔ...
-
آبان / محمد جلیل مظفری
جمعه 27 آبان 1401 15:39
ای آسمان, باران بزن همباز آبان است! بر خاک جاری گشته خون نوجوانها نیز خون میچکد از پیکر رنگینکمانها نیز
-
لعنت نامه / عزیز بن اردشیر استر آبادی / ترجمه شاهرخ تندر صالح
جمعه 27 آبان 1401 15:29
فنّ ادبیّات: کلابٌ دِماءُ المسلمین شرابُهُم و لحمَ البرایا یأکلون تنقّلا شیاطینُ یؤذون الخلایقَ رَغبةً عفاریتُ یَسفَکنَ الدّماءَ تطاولا فَتَعساً لهم مِن مَعشَرٍ لَیس فیهِمُ ذِمامٌ و لا عهدٌ لخَلقِ و لا وَلا عزیز بن اردشیر استرآبادی، بزم و رزم ، ص۱۹ ترجمهٔ سردستی: سگانی که شرابشان خون مسلمانان است و گوشت آفریدگان خدا...
-
مترو / محسن صلاحی راد
جمعه 27 آبان 1401 14:37
همه کمی عقبتر ایستادهاند از خطوط از آن به این از این به آن نگاهشان به روی هم نمیکند درنگ یک زمان «تو!» «من؟» «نمیروی جلو؟» «خودت چرا نمیروی؟» «تو چه؟ نمیروی؟» «تو میروی برو.» نگاهشان فکنده بر زمین هم آن هم این همه هنوز کمی عقبتر ایستادهاند در سکوت. ۲۶ آبان ۱۴۰۰
-
تسلیم / سید علی میرافضلی
جمعه 27 آبان 1401 14:34
تک تک، چراغ ها تسلیمِ شب شدند بی چشم های تو. #سیدعلی_میرافضلی @seyedalimirafzali
-
قربانی / امیر دادویی
جمعه 27 آبان 1401 14:32
قربانیِ روحِ داسها را چه کنیم؟ لبخندِ کریهِ خاصها را چه کنیم؟ تکلیفِ معاویه که روشن شدهاست تا حیلۀ عمروعاصها را چه کنیم! دوازدهم مهر هزاروچهارصدویک #امیر_دادویی @amirdadooei
-
قصه ی شب/ حسن اسدی
جمعه 27 آبان 1401 14:31
تنِ چرکینِ شب را چنگ می زد هیولایِ سیه چنگالِ توفان سروش خفته را آگاه می کرد زتقدیرِ سیاهِ شوربختان عروس اختران در حجله ی عرش زدست ابرها شلاق می خورد زخنجر بازیِ ابلیسِ نیرنگ اهورا درسکوتِ خواب می مُرد ازانگشتانِ گردون.میتراوید فشارِجانگزایِ پنجه ی گور ز تیرِشبروان،درسینه می مُرد خروشِ دیده بانِ قلعه ی نور سیاهی...
-
مرزهای آزادی / مهدی تدینی
جمعه 27 آبان 1401 14:31
بین آزادیهای فردی و اختیارات دولت/حکومت نسبتی معکوس وجود دارد. یعنی هر چه دامنۀ اختیارات دولت بیشتر شود، آزادیهای فردی محدودتر میشود. بنابراین، کسب آزادیهای فردی یعنی محدود شدن اختیارات دولت. اساساً «آزادی» به معنای «آزادی در برابر حاکمیت» است. بنابراین آزادی یعنی محدود کردن دولت/حکومت؛ یعنی شهروندان اجازه ندهند...
-
دلنوشته /مرثیه قلم
جمعه 27 آبان 1401 14:30
تو خیابون راه میرفتم امروز، از بزدلی خودم داغون شدم تو مسیر خیلی ناراحت بودم از اینکه چرا از بچگی رگ غیرتمونو بریدن.... دهه شصتیا تو جنگ به دنیا آمدیم توجنگ زندگی کردیم و تو جنگ می میریم داغونم، داغون بچه ای که هرگز به دنیا نخواهم آورد از ترس اینکه تو کشورم نه تنها خوشی نمی بینه وقطعا به تباهی کشیده میشه داغونم برای...
-
و بغض / سید مرتضی معراجی
جمعه 27 آبان 1401 14:29
و بغض آخرین مسافر گلوی من هنوز کنار ایستگاه این زمان نشسته تا قطار گریه ... نه چه انتظار باطلی در این زمانه ای که سوت می کشد قطار بی توقف صدای درد صدای ممتدی که در میان کوه و دشت به هرچه می خورد پای پس نمی کشد که این صدای بغض های دیر سال ماست ما که هرچه داد می زدیم در گلویمان به شکل بغض می نشست می نشست تا قطار گریه...
-
کار جهان به تار موی تو بند است / محمدعلی شاکری یکتا
جمعه 27 آبان 1401 14:29
* عجب سماجت خوشرنگی! حتی نمی گذاردم این بار از تاب زلفکت غزلی گویم یا مثل شاعران سبک خراسانی فاخرترین قصیده ی دنیا را بر نقش کاشی محراب بر کشم. حتی نمی گذاردم چون شاعران شیوه ی هندی نازک خیال ، واژه ی شعرم را بردارم و به رندی و تردستی شلیک این گلوله ی سربی را که بددلانه رها شد به قلب آهوی کوهی در دفتری بنشانم. انگار...
-
بخشهایی از کتاب دموکراسی یا دموقراضه / آفرینش
جمعه 27 آبان 1401 14:28
1) مردم همه گوسفندند و ما چوپان: حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید. بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان...
-
جای خالی مرا / سعید سلطانی طارمی
جمعه 27 آبان 1401 14:27
مُردهام. جای خالی مرا به یک درخت دادهای. روزها میروند و خاطرات ما کهنه میشوند و درخت تو خاطرات کهنه را به کام میکشد و بزرگ میشود و ستارگان روی برگهای تازهاش وَرجه وُرجه میکنند جای پایشان نام من تنوره میکشد و تورا به نامهای ناشناس تو بانگ میزند. از درخت کنده میشوی و میان آسمان و من چرخ میزنیّ و چرخ...
-
خاموشی در بزنگاهها / محسن صلاحی راد
جمعه 27 آبان 1401 14:24
شاعران چرا در این بزنگاه تاریخی اغلب یا خاموشاند یا کمحرف؟ واضح است و نیکپی: بیان استعاری و اسطورهای، جای آنکه در بزنگاه دیگری مغزها را بینبارد از دوگانهانگاریهای بدعاقبتش، دارد جای خود را به بیان مدنیتری میدهد، بیانی که قرار نیست ما را با سراب دیگری بفریبد و خونهای ریخته را جوهر آواز کردنِ نام این و آن...
-
قفل / لاادری
پنجشنبه 12 آبان 1401 19:22
روزی تمام قفلهای زنگ خورده سبز خواهد،شد قفل زبان بسته ما نیز
-
اسماعیل نوریعلا / ویکی پدیا
پنجشنبه 12 آبان 1401 14:37
زاده ۲۳ بهمن ۱۳۲۱ (۷۹ سال) محل زندگی آمریکا نام(های) دیگر ا.ن. پیام، [۱] ماهیار [۲] زمینه کاری شاعر ، منتقد ادبی ، روزنامهنگار ملیت ایرانی همسر(ها) شکوه میرزادگی (ازدواج: ۱۹۹۰) خویشاوندان پرتو نوریعلا (خواهر) شهرزاد سپانلو (خواهرزاده) وبگاه وبگاه اسماعیل نوریعلا اسماعیل نوریعلا (زادهٔ ۲۳ بهمن ۱۳۲۱) [۳] استاد...
-
مراقب کلاغ ها / اسماعیل نوری علا
پنجشنبه 12 آبان 1401 14:24
ادامه دادهام سفری را که در زمان و مکانی معین آغاز شد اما زمان و مکان به سرآمدناش را تنها آیندگان خواهند دانست درست وقتی که قرار است من آویخته از ستاره و تکیه داده به ماه تماشا شان کنم که آزادی مرا به سوگ نشسته اند. شتابان آمدم و خرامان میروم با ثانیه شمار نفسها و گردش خونی که نمیداند چرا میگردد. سفرم کتابی پر...
-
جوک / علی رضا الیاسی
پنجشنبه 12 آبان 1401 14:09
از گفتن جوک های با مزه در گوشت از گریه هایی که نکردم توی آغوشت از هر ادایی که برای تو در آوردم گفتی بمیر و...! من برایت واقعا مردم از هر خیابانی که افتادم به دنبالت خوشحال بودم !چند روزی خوب شد حالت از تاکسی در بستی ام تا کافه ی ژاندارک از اول بد مستی ام تا کافه ی ژاندارک از علت تاخیر هم چیزی نپرسیدن تا بی هدف هر روز...
-
مبحثی در مورد شعر نو و درک اشعار در قالب نیمائی / محسن فرخی
پنجشنبه 12 آبان 1401 14:05
گاهی اوقات از بعضی افراد انتقاداتی در مورد شعر نو می شنویم که آن را سبک شمرده و معمولا شعر نو را شعری بی مفهوم و غیر قابل درک می دانند. اولا باید بدانیم که این افراد شعر نو را چگونه تعریف می کنند و دوم اینکه از شعر و شاعری و بالطبع از شعر نو چه می دانند. اصولا درون مایه شعر نو احساسات، تجربیات فردی شاعر، عشق و سیاست...
-
آزاد تر / محسن صلاحی راد
پنجشنبه 12 آبان 1401 14:01
نه بر سر بلندی نامی نه در پی روایی کامی نه خونش از چکیدن می ماند نه قلبش از تپیدن می ماند می گوید و به خنده می پوید و رونده ای پیش پایگاه تو افلاک سر به زیر جا داد رد این هنوز مشو خرسند آزادتر بمیر
-
بهارخواب / سعید سلطانی طارمی
پنجشنبه 12 آبان 1401 08:04
1 خواب می بینم در خیابانم مردی از آن سوی کابوس خیابان می آید و به خونسردی یک تیغ که می برد، می گوید: "چون بهار آید من تو را خواهم کشت" 2 خواب می بینم که بهار آمده است و جهان دامن سبزش را پوشیده یاکریمی دیوانه در میان قفس سینهی من لانه می سازد 17/12/1390
-
از آسمان سبز / مرحوم سلمان هراتی / محمد رضا راثی پور
یکشنبه 8 آبان 1401 16:29
ازآسمان سبز ، اولین مجموعه شعر مرحوم سلمان هراتیست که در سال 1364 با تیراژ شش هزار نسخه توسط انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شده است.کتابی در قطع رقعی با صد و هقتاد و پنج صفحه و شامل اشعاری در قالبهای سپید ، شعر نیمایی ، چهارپاره و غزل و مثنوی و دوبیتی و رباعی. بنده در این وجیزه کوتاه بیشتر شعرهای ایشان در قالب...
-
نیما و "ملک"/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 28 مهر 1401 21:06
نیما هنگامی که بیستوسه-چهارساله بود، با "ملک" (محمدتقی بهار معروف به ملکالشعرا- دوستانش به او "بهار" یا "ملک" میگفتند) که یازده سال از او بیشتر داشت و سیوچهار-پنجساله بود، در حجرهی چایفروشی حیدرعلی کمالی آشنا شد. حیدرعلی کمالی شاعر، نویسندهی رمانهای تاریخی، روزنامهنگار (مدیر...
-
کابوس زجرآور من/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 28 مهر 1401 20:54
از دیرباز کابوس زجرآور من توفان هولناک و مهیبیست توفان مهلکی که خروشان و خشمگین با سرعتی که باور آن ناممکن است تازان به سوی ماست که ویرانمان کند توفان مرگبار تباهی توفان انهدام. میبینمش سرشار از هراس هر روز و شب هنگام خواب و بیداری در پیش رویمان کابوس هولناک غریبیست. هنگام دیدنش پر میشود وجود من از وحشت و خاطر...
-
حضور / محمد علی شاکری یکتا
پنجشنبه 28 مهر 1401 19:53
** سپید و سرخوش از آیینه ی سحر آمد کنار زمزمه ی اب و روشنای نسیم. چه بوی تازه ای از ریشه در هوا پیچید! حضور عقل و گیاه مرا به ژرفی ادراک خویشتن می بُرد مرا که سنگ شدم در میان این همه رنگ.
-
بله قربان / اوکتای سلامی
پنجشنبه 28 مهر 1401 19:50
گفت فرمانده ، سرودی که برایم خواندند تا به اقصای جهان ولوله برپا کرده بشنوید ای همه بی ایمانان با دو گوشی که نخواهید شنیدن هرگز ترکاندست جهان را چه شگفت این آهنگ گفتمش معجزه پول چه دیدی آقا لب گشاید از سنگ چه رسد تا به گدایان جهان!
-
شهر من / محمد جلیل مظفری
پنجشنبه 28 مهر 1401 19:29
شهرِ من از قُرُقگاهِ اسفندیِ کور زخمی از رنجِ آبانِ در خاک و خون آرمیده میکشاند تنِ خستهاش را تا درِ غرفههای بهارانِ گلپوش شهرِ من، شهرِ دلگیر شهرِ تکیده باد اما آمدشدنهای پی در پیِ فصلها را چاوُشانه ولی خشمگین میزند جار دشت اما بقچۀ رختهای زمستانیاش را گوشۀ گنجههای فراموش، کرده تلنبار باز پوشیده شولای...
-
آبرو / قیصر امین پور
پنجشنبه 28 مهر 1401 15:12
آسمان تعطیل است بادها بیکارند ابرها خشک و خسیس هق هق گریۀ خود را خوردند من دلم می خواهد دستمالی خیس روی پیشانی تبدار بیابان بکشم دستمالم را اما افسوس نان ماشینی در تصرف دارد ............ آبروی ده ما را بردند!
-
خواب / محسن صلاحی راد
پنجشنبه 28 مهر 1401 15:07
شادابی و شکوهِ امید از نگاهِ توست در پشتِ این نگاه فریاد میزنند هزارانهزار حنجره فردا را در پشتِ این نگاه خیلِ زنان و مردان با بغضهای خونین با مشتهای بستۀ خشماگین فریاد میزنند که ما هستیم شادابی و شکوهِ امید از نگاهِ توست کافیست تا زمانی آنی این خواب را فروشکنی آنگاه برخیزی و نگاه بگردانی
-
مریم جعفری آذرمانی / ویکی پدیا
پنجشنبه 28 مهر 1401 14:24
مریم جعفری آذرمانی مریم جعفری آذرمانی زادهٔ ۵ آذر ۱۳۵۶ (۴۴ سال) تهران محل زندگی تهران ملیت ایرانی پیشه شاعر، پژوهشگر، مترجم،منتقد ادبی سبک غزل نو، غزل مدرن مریم جعفری آذرمانی، (زاده ۱۳۵۶) شاعر اهل ایران است. زندگی مریم جعفری آذرمانی سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. او فارغالتحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از...