-
مژده / نزار قبانی
دوشنبه 28 آذر 1401 19:56
روز خواهد شد لباسهای بدوی را بر میافکنم تا اصولِ گفتگو را بیاموزم! روز خواهد شد و آن روز، دورهی انحطاطم را رها میکنم و برای تو کلماتِ زیبا مینویسم و مرزهای واژه را پشت سر مینهم و شیشهی کلام را میشکنم! روز خواهد شد آن روز، احساساتم را هدایت میکنم غرورم را سرمیبُرم و میراثِ تعصبِ قبیلهای را از درونم میشویم و...
-
دیدار / نبی خزری/ حمیدی
دوشنبه 28 آذر 1401 19:26
اوْنلار گؤرۆشدۆلر آیلێ گئجهیدی اوْغلان پێچێلدایێب سئویرم - دئدی! عهدیندن دؤنهنین گؤزۆ اوْیۇلسۇن آیدا عشقیمیزه قوْی شاهید اوْلسۇن اوْنلار آیرێلدێلار آیلێ گئجهیدی اوْغلان باشقاسێنێ سئویرم - دئدی! آی گیردی بۇلۇدا اۆزۆنده کدَر قوْرخدۇ یئنه اوْنۇ شاهید چکهلر! ✍#نبی_خزری آنها در شب مهتاب بهم رسیدند نجوایی پسر کرد به...
-
لالایی بهار / رضا شیبانی
یکشنبه 27 آذر 1401 21:32
شب چون برده ای سیاه و عرق ریز در زیر تازیانه ی برقی هراسناک می ریخت آبروی جهان را و روستا طفلی مریض بود با ناله های زار بر روی زانوان زمین -مام تیره بخت- چشم انتظار خواب خوابی خراب بود ناگاه خاموش شد صدا انگار درد کودک مسکین علاج شد انگار کودک به خواب رفت لالایی بهار -باران- به داد کودک بیمار ده رسید لالایی بهار...
-
اوستاد مفتون امینی نین پوئزیاسی / رضا همراز
یکشنبه 27 آذر 1401 21:22
اوستاد مفتون امینی شوبهه سیز یئنی ادبیاتیمیزین ان مودریک نماینده لریندهن دیر. اونون اساس یارادیجیلیغی فارسجا اولموشسادا، آنجاق یئرلی- یئرینده آنا دیلینده- «عاشیقلی کروان» کیمی دیرلی منظومه یا خود پوئمانین یارادیجیسی اولموشدور. او، بو گورکملی اثره قناعت ائتمه یب دئمک بوتون شعر دیوانلاریندا دا آنا دیلینده اولان...
-
خنیا گر / هومن گلهو
یکشنبه 27 آذر 1401 20:58
خنیاگرِ کوچه باغِ نیشابوری آیینهٔ درد و داغِ نیشابوری در چلّهٔ ازدحامِ خاموشی ها تو یکتنه چلچراغِ نیشابوری. ۱۹ مهرماه، زادروز فرخندۀ استاد محمًدرضا شفیعی کدکنی گرامیباد. #هومن_گلهو @h_golhoo
-
ناتمام / سعید سلطانی طارمی
یکشنبه 27 آذر 1401 20:56
بیهوده بود آن بازی مکرر ِبردن من از طناب تجربه بالا رفتم. برآن درخت لانه ی نوری نیست و جوجههای آن پرنده.ی قرمز که در فضای خواب تو سرگردان است در اختناق بیضهی خود میمیرند اما هنوز تو سرگرم بازی کبوتر و بازی و کنجاوترین کودکان شهر در آشیان گنجشک دنبال زال گمشده هستند افسوس این بازی همیشگی رویا ست که هیچوقت از ذهن...
-
بداهه / امیر دادویی
یکشنبه 27 آذر 1401 20:55
اینان که به شرع خونمان راخوردند لب تشنه کنار چشمه سارم بردند لبهای ترک خورده ی باغی خشکم من آن عددی که هرگزم نشمردند
-
محمد حسین / محمد ابرغانی
یکشنبه 27 آذر 1401 20:48
فحشت نمی دهم که رکاکتها از بس که ارذلی تو برایت مدیحه است رجاله ای که رزق خودت را از بوسه بر نشیمن ظالم در آوری آری فحشت نمی دهم که نمی فهمی وقتی حرام وارد امعای تو شدست چشم تو بر فروغ حقیقت گوش تو بر ندای حقیقت بسته ست مثل چاه خرابی که فاضلاب مسدود کرده است مسیرش را فحش تو بیل نیست که بگشاید گند منافذت را باید اسید...
-
سوال / سید علی میر افضلی
یکشنبه 27 آذر 1401 20:38
نمی دانم که در عطر اقاقی ها به این مهتاب افسونگر بیندیشم و یا این گربه ای که لنگ لنگان می رود تنها
-
زخم ها / مرتضی دلاوری
یکشنبه 27 آذر 1401 20:36
کاشکی یک نفر..(یک نفربر) روی قلبم شیاری بسازد زخمها بیشمارند
-
آقا / محمد ابرغانی
دوشنبه 30 آبان 1401 07:51
آقا فدای موی تو دنیا و آخرت ....آقا ولی به سوی افق خیره مانده است حتی نگاهی از سر تحقیر بر این مرید پیر ..... آقا فدای روی تو مال و منال من حتی عیال من! غیرت رگش بر آمده فریاد می کشد زنقح....... آن دهان گ.....خود ببند آقا آقا آقا به دور های افق خیره گشته است چشمش به غیر زاری و ابراز چاکری نابیناست گوشش به غیر عرض...
-
مرغ آزادی/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 آبان 1401 20:54
مرغ آزادی اسیر بند بیداد است و میخواند چه با حسرت با صدایی سوزناک از زجر طولانی خسته از محنت: "آه، آزادی! چه دور از دسترس هستی! و چه من محروم هستم از تو، ای اکسیژن روح و روان! افسوس نیستی اما تو دور از ذهن و خیالم غرق در عطر حضور تست هست رؤیای شب و روزم پر از آواز جانبخش و دلانگیزت گرچه مجروح است و خونینبال...
-
من به راه خود باید بروم/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 آبان 1401 20:53
نیما در مسیر زندگیاش، در برابر خود، راهی تعیین کرده بود و خودش را موظف میدانست که در طول عمرش، چه در تاریکی شب و چه در روشنی روز، آن راه را بپیماید و در آن پیگیر و پویا پیش برود: من به راه خود باید بروم. کس نه تیمار مرا خواهد داشت. در پر از کشمکش این زندگی حادثهبار (گرچه گویند نه) هرکس تنهاست. آن که میدارد تیمار...
-
نگاهی به سپانلو به مناسبت بیست و نه آبانماه زاد روز این شاعر معاصر/ ل.بهرامیان
یکشنبه 29 آبان 1401 11:00
سپانلو اولین مجموعه شعر خود را با نام(آه در بیابان)منتشرکرد که از نادر نادرپور الهام گرفته بود. اودرمنظومه ی خاک واژگان غیر ادبی را وارد شعر نمود. سپانلوباچاپ (رگبارها ،منظومه ی پیاده روها ،هجوم.، و نبض وطنم را می گیرم ) قبل از سال ۵۷ .حضورفعال خودش را در شعر معاصر نشان داد. بعد از انقلاب با سرودن دفترهای خانم زمان...
-
نجات / نیکوس کازانتزاکیس
جمعه 27 آبان 1401 15:56
برای نجات عالمیان ناچار باید مسیح به صلیب آویخته شود و برای آنکه مسیح به صلیب آویخته شود ناچار باید به او خیانت بکنند. پس میبینی که برای نجات عالمیان وجود یهودا از هر یک از حواریون دیگر واجبتر است. راستش را بخواهی از یازده حواری دیگر هر کدام نباشند لطمهای بهاصل موضوع نخواهد خورد ولی اگر یهودا نباشد هیچ کاری از پیش...
-
حالا /مجید مبلغ ناصری
جمعه 27 آبان 1401 15:54
اسب سپید خسته و فرتوت آبادی می لنگد این ارثیه ی آباء و اجدادی این سالهای بی بهار سرد بی پایان این سالهای سیصد و دِقمرگ خردادی ما پایکوبان ، دست افشان، سر که چرخاندیم دیدیم غارت میشوند اندیشه ، نان ، شادی دیگر نه می خندم نه می گریم در این جنگل وقتی که قانون میشود تکفیرِ آزادی ! حالا عدالت طفل مادر مرده ی شهر است حالا...
-
پرتاب / شاپور بنیاد
جمعه 27 آبان 1401 15:53
. آیا فقط من ترانههای فراموش را زمزمه میکنم یا این رسم آموختن مرگ است که تکههای خاطره را از هر سو جمع میکند تا باز به هر سو پرتاب کند #شاپور_بنیاد ▫️گرته ▪️@Garte_mag
-
کتاب تحلیل چهار منظومهی عاشقانه از منظر نظریهی کهنالگویی / صالح ابو عذ ار
جمعه 27 آبان 1401 15:52
. تقدیرِ کتابِ «تحلیل چهار منظومهی عاشقانه از منظر نظریهی کهنالگویی» این بود که در میانهی خشم و خون منتشر شود! کتابی که بیش از دوسال بر آن درنگ کردم و یک سال نیز در هزارتوی نشر ماند. براستی در میانهی این همه خشم و خون، از انتشار کتاب خویش هرگز نمیتوانم شادمان باشم و جای شادباش هم نیست؛ امّا همواره باید در مسیر...
-
واکاویمجموعهشعر پراکندههاوپرندگانیازایندست/ مهدیمهدوی / کانال مخفیگاه
جمعه 27 آبان 1401 15:51
پرندهای که پشت پنجره میخواند کرم در دهان دارد پنجرهی مشبکی که راوی نور است کرم در بدن دارد پرندهای که در دهان دارم میپرد روی این صفحه میپرد توی چشمهات زبانت را نک میزند پنجرهای که در پلک گرفتهای میبندی. مهدی مهدوی بعد از »خاومیانه غمگین«(1)، مجموعه شعر »پراکندهها و پرندگانی از این دست«(2?) را از طریق...
-
شهر آغوش / یزدان سلحشور
جمعه 27 آبان 1401 15:50
نه بوسه را میشناسد زن نه مرد بر در میکوبد آغوش شهرِ کوچکیست که در آن خبرها میپیچد اغلب عطر همسایهی خبرچینیست که در کوچه پسِ هر عبورِ دلبرکان با مردمان سخن میگوید بگذار زبانِ تو نانی باشد در این قحطی به دهان میگذارم و سال نو میشود چقدر باید پیر شد که به بوسهای بسنده کرد؟ نه گزمگان با اسب در پیام میدوند نه...
-
تکرار تاریخ خون و شراب / وحید ضیایی
جمعه 27 آبان 1401 15:50
بارها خودم را کنار میرزاده عشقی تصور کردهام زمانیکه از سر میز کارش برخاست تا به ندای نا آشنایی از مهمانی ناخوانده پاسخ دهد و تیرهایی خبیث جوهر قلماش را به صفحات تاریخ پاشید. با ایرج میرزا بودهام در کنسرت باغ شاه عارف قزوینی وقتی دلت با شاه بیلیاقت نیست اما به واسطهی قجریبودنت تاب طعنههای دوست تصنیفنگارت را هم...
-
سه گانی / فاطمه رضایی
جمعه 27 آبان 1401 15:49
قلم شد تا بفهماند نباید تیشهها ما را بیازارند؛ درختان هم زبان دارند. # فاطمه_پوررضایی_مهرآبادی ┄┅─═◈═─┅┄
-
سه گانی / لیلا پور حسین
جمعه 27 آبان 1401 15:48
یک دو گنجشک که گندم بردند؛ غافلت کردند و کشت را خیل ملخها خوردند. #لیلا_پورحسین ┄┅─═◈═─┅┄
-
ارتش گرسنگی / ناظم حکمت
جمعه 27 آبان 1401 15:46
ارتش گرسنگی راه میرود راه میرود تا دلی از عزای نان درآورد تا دلی از عزای گوشت درآورد تا دلی از عزای کتاب درآورد تا دلی از عزای آزادی درآورد. راه میرود، پلها را در مینوردد، چون دَمِ شمشیر میبُرد راه میرود درهای آهنین را میدرَد، حصار دژها را واژگون میکند پای در خون راه میرود. ارتش گرسنگی راه میرود با...
-
داس / شروین سلیمانی
جمعه 27 آبان 1401 15:40
ای داسهای کهنه که بر تیغههایتان خشکیده خونِ یاسِ بنفش و سپیدِ ما ما کاشتیم و تیغِ شمایان نمیرسد هرگز به عمقِ خاک و به بذرِ امید ما ما سبز میشویم ما بیشه میشویم ما بر خلافِ میلِ شما ریشه میشویم بعد از هزار سال ما وارثانِ شادی و اندیشه میشویم روز زوالِ ظلمِ شما داسهای مرگ از راه میرسد خواهید سوخت با همهٔ...
-
آبان / محمد جلیل مظفری
جمعه 27 آبان 1401 15:39
ای آسمان, باران بزن همباز آبان است! بر خاک جاری گشته خون نوجوانها نیز خون میچکد از پیکر رنگینکمانها نیز
-
لعنت نامه / عزیز بن اردشیر استر آبادی / ترجمه شاهرخ تندر صالح
جمعه 27 آبان 1401 15:29
فنّ ادبیّات: کلابٌ دِماءُ المسلمین شرابُهُم و لحمَ البرایا یأکلون تنقّلا شیاطینُ یؤذون الخلایقَ رَغبةً عفاریتُ یَسفَکنَ الدّماءَ تطاولا فَتَعساً لهم مِن مَعشَرٍ لَیس فیهِمُ ذِمامٌ و لا عهدٌ لخَلقِ و لا وَلا عزیز بن اردشیر استرآبادی، بزم و رزم ، ص۱۹ ترجمهٔ سردستی: سگانی که شرابشان خون مسلمانان است و گوشت آفریدگان خدا...
-
مترو / محسن صلاحی راد
جمعه 27 آبان 1401 14:37
همه کمی عقبتر ایستادهاند از خطوط از آن به این از این به آن نگاهشان به روی هم نمیکند درنگ یک زمان «تو!» «من؟» «نمیروی جلو؟» «خودت چرا نمیروی؟» «تو چه؟ نمیروی؟» «تو میروی برو.» نگاهشان فکنده بر زمین هم آن هم این همه هنوز کمی عقبتر ایستادهاند در سکوت. ۲۶ آبان ۱۴۰۰
-
تسلیم / سید علی میرافضلی
جمعه 27 آبان 1401 14:34
تک تک، چراغ ها تسلیمِ شب شدند بی چشم های تو. #سیدعلی_میرافضلی @seyedalimirafzali
-
قربانی / امیر دادویی
جمعه 27 آبان 1401 14:32
قربانیِ روحِ داسها را چه کنیم؟ لبخندِ کریهِ خاصها را چه کنیم؟ تکلیفِ معاویه که روشن شدهاست تا حیلۀ عمروعاصها را چه کنیم! دوازدهم مهر هزاروچهارصدویک #امیر_دادویی @amirdadooei