-
منصور اوجی؛ شاعر لحظه ها / دکتر محمد نبی تولایی
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:57
«شاعر لحظه ها» گزیدة اشعار منصور اوجی است که دکتر محمد نبی تولایی، محقق و مترجم، آنها را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. «شاعر لحظه ها» گزیدة اشعار منصور اوجی، شاعر، است که دکتر محمد نبی تولایی، محقق و مترجم، آنها را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. کتاب مقدمه ای دارد که منصور اوجی نوشته و دکتر تولایی نیز در بخش «چرا...
-
بررسی مفاهیم نوستالژیک در اشعار منصور اوجی/ دکتر اسدالله جعفریاستادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور/زهرا قدیمی
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:54
. مقدمه نوستالژی نوعی حسرت به گذشتۀ غیر قابل بازگشت و از بنمایه های رایج در شعر است که بسیاری از شاعران به آن پرداخته و می پردازند (محمّدی و عباس زاده، 139 1 : 167 ) . اندوهگینی و گرفتگی روحی به دلیل دوری از سرز مین مادری و درد وطن ، حزنی که به دلیل میل به دیدار دیار خود تولید شود، حسرت گذشته، میل به بازگشت به خانه و...
-
منصور اوجی در شعر کوتاه نیمایی موفقترین و مهمترین شاعر است / کامیار عابدی
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:52
کامیار عابدی گفت: سیمین بهبهانی و سیمین دانشور در مقالههای مختلفی به شعر اوجی پرداختهاند و معتقد بودند که او شاعر لحظهها یا شکارچی لحظههاست. به اعتقاد من منصور اوجی مهمترین و موفقترین شاعر نیمایی است که شعر کوتاه گفته است کامیار عابدی گفت: سیمین بهبهانی و سیمین دانشور در مقالههای مختلفی به شعر اوجی پرداختهاند...
-
منصور اوجی، شاعری که دوست نداشت شبیه کسی باشد
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:50
1396/9/11 ۱۱:۳۹ منصور اوجی، شاعر پیشکسوت کشورمان معتقد است که شاعر باید اثر انگشت و امضا داشته باشد و شاعران امروز به دلیل نداشتن این ویژگی، همه شبیه به هم شدهاند. او میگوید در هشتاد سال عمرم سعی کردم خودم و زندگیام را بنویسم و هیچ وقت دوست نداشتم شبیه کسی باشم. منصور اوجی، شاعر پیشکسوت کشورمان معتقد است که شاعر...
-
مرگ شاعر مرگاندیش / یاسر نوروزی
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:49
منصور اوجی درگذشت 00 زوال و تفکر درباره «مرگ» یکی از مؤلفههای اصلی شعر اوجی بود. شاید به جهت تأثیری که زندگی بر او گذاشته بود. اطرافیانی نزدیک در حیاتش بدرود جهان گفته بودند و اوجی هم از این فضا تأثیر پذیرفته بود؛ بهویژه مرگ مادر. منصور اوجی از فضای ادبیات ایران هم بیخبر نبود. بهخوبی میدانست که شعر مثل دهههای...
-
برای منصور اوجی/ محمود موحدان /
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:48
امروز - نهم آذر ماه- سالروز تولد منصور اوجی، شاعر بنام معاصر است. . . . سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: منصور اوجی شاعر نیمایی، ادیب، نویسنده، مدرس و مترجم معاصر ایرانی به سال ١٣١٦ در شیراز چشم به جهان گشود. اوجی در رشته فلسفه از دانشگاه تهران موفق به کسب مدرک لیسانس شد و پس از آن در رشته علوم تربیتی از دانشسرای عالی...
-
منصور اوجی از زبان خودش / منبع آخرین خبر
دوشنبه 20 اردیبهشت 1400 14:45
سایز متن الف الف ١٣٢ ٠ ایسنا /منصور اوجی در گفتوگوها، یادداشتها و برنامههایی که برای بزرگداشتش برگزار میشد، درباره شاعری خود، ویژگی شعرش و شعر امروز گفته بود. این شاعر پیشکسوت که شامگاه گذشته (شنبه، ۱۸ اردیبهشتماه) پس از مدتی بیماری در منزل خود در شیراز از دنیا رفت متولد نهم آذرماه سال ۱۳۱۶ در این شهر بود. او در...
-
رهیافتی به اندیشه و اندیشگی های ژاک دریدا / عابدین پاپی(آرام)
شنبه 18 اردیبهشت 1400 07:54
از آگاهی خود بترسید/ او همیشه همراهِ شما نیست! «پاپی» ژاک دریدا Jacques Derrida متولدِ 15 ژوئیه 1930درگذشته اکتبر 2004 میلادی است. دریدا را فیلسوفی زبان شناس با رویکردی پسا ساختارگرا ، پدیدار شناس ، متافیزیسین، زیبایی شناس الجزایری با تبارِ فرانسوی معرفی کرده اند. حوزه ی سلایق فکری و علایق ِ اندیشه ای دریدا مقوله ای...
-
شب خوانی / محمد رضا شفیعی کدکنی / محمد رضا راثی پور
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1400 14:20
کتاب شب خوانی اولین مجموعه شعر استاد شفیعی کدکنی در قالب شعر نو بود که با توجه به زبان سرراست و سلیس شعر ی و بازتاب فضای حاکم استقبال بسیاری یافت و هرچند انتقادهایی با توجه به تاثیر پذیری از اخوان مطرح شده بود ولی توجه بسیاری از علاقه مندان شعر نو را متوجه این شاعر نیشابوری کرد. شاید یک دلیل دیگر اقبال یافتن این کتاب...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1400 14:47
گل کو / احمد شاملو من ندارم سر یاس با امیدی که مرا حوصله داد باد بگذار بپیچد با شب بید بگذار برقصد با باد گل کو می آید گل کو می آید خنده به لب گل کو می آید می دانم ، با همه خیرگی باد که می اندازد پنجه بر دامانش روی باریکه ی راه ویران ، گل کو می آید با همه دشمنی این شب سرد که خط بیخود این جاده را می کند زیر عبایش پنهان...
-
سه گانی / سحر سلمانی نژاد
سهشنبه 14 اردیبهشت 1400 19:35
ریلهای شکسته میخوانند خطخطیهای این بیابان را، آرزوهای رو به پایان را. #سحر_سلمانی_نژاد
-
شاخه گلی زرد برای " گابو" / محمد علی شاکری یکتا
سهشنبه 14 اردیبهشت 1400 19:30
شاید هوا دوباره بگیرد دست مرا دست تورا و دست ها به میله های فلزی عادت کنند. منهای صفر یعنی صدای تو در غارهای وسوسه منهای صفر میزان حس و حادثه ای که سال های توهّم را به جای عشق رقم می زد. منهای صفر خط عبور خنده ی تلخی در لحظه ای که هوش و حواست قندیل یخ گرفته ی صبح سیاه را در کوچه دیده است و ندید ه ست. در راه خاک ریز...
-
تردستی / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 13 اردیبهشت 1400 15:24
می گفت و سخت با هیجان می گفت: دیدی چه سان کبوتر جلدی از جوف آن کلاه در آورد یک شهر را به شعبده خویش جلب کرد گفتم که ساحر همه فنها حریف تو تر دستی بزرگ تری هم داشت تردستیی که پیش تر از آن آزادی از کبوتر بیچاره سلب کرد!
-
میبوسدم آرام / مرتضی دلاوری پاریزی
دوشنبه 13 اردیبهشت 1400 14:12
حتا همین بالا که حال عشقبازی نیست میبوسدم آرام ابری که در آغوشِ من «والعصر» میخواند.
-
دلتنگ / سید علی میرافضلی
دوشنبه 13 اردیبهشت 1400 14:09
خوب میدانی بوسهها را در کدامین ابر خندهها را با کدامین باد... خوب میدانی که دلتنگم ـ ـ
-
رهی معیری نویسنده و شاعر ایرانی / کانال آفرینش
شنبه 11 اردیبهشت 1400 10:40
محمدحسن «بیوک» معیری (زادهٔ ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ در تهران – درگذشتهٔ ۲۴ آبان ۱۳۴۷ در تهران) با تخلص رهی از غزلسرایان معاصر ایران و از ترانهسرایان و تصنیفسرایان بهنام است. از ترانههای سروده شده توسط وی میتوان «شد خزان»، «شب جدایی»، «کاروان»، «مرغ حق» و «جوانی» را نام برد. رهی معیری زادهٔ ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ تهران درگذشت...
-
اثر شوفر / کانال آفرینش
شنبه 11 اردیبهشت 1400 10:40
*ماکس پلانک* بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند *راننده اش* احساس می کند که همه مطالب آن دانشمند را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته...
-
اعجاز کلمات / محسن عمادی
شنبه 11 اردیبهشت 1400 10:39
ببینید، کلمات عین هوا هستند: متعلق به همگان. مشکل در کلمات نیست، که در لحن صداست، در بافت سخن است، در نیت و مقصود کاربردشان، و اینکه با مشارکت چه کسانی بیان میشوند. تردیدی نیست که هم قاتلان و هم قربانیان از کلمات مشابهی استفاده میکنند. ولی من هرگز به کلماتی از سنخ یوتوپیا، لطافت یا زیبایی در گزارش پلیس برنخوردهام....
-
یاد استاد زیرک کار / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 30 فروردین 1400 18:58
سالها پیش داستانی شگفت از امام جعفر صادق شنیده بودم. داستان از این قرار بود که شخصی به نام «سهل بن حسن خراسانی» خدمت امام صادق علیهالسلام رسید، سلام کرد و نشست. گفت یابن رسول الله شما رئوف و مهربان هستید، چرا از حق خود دفاع نمیکنید؟ چه چیزی مانع این امر است؟ در صورتی که بیش از صدهزار شیعه شمشیرزن دارید؟ حضرت...
-
تاریکی کوری/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 فروردین 1400 19:21
کوری چه تاریکی دلگیریست! تاریکی بیمرز تنهایی تاریکی بیانتهای یأس تاریکی بیروزن حرمان زجرآور است این درد جانفرسا روح و روان را میکند فرسوده و رنجور له میکند در زیر بارش جان آدم را بدبختی کوری اندوه بیپایان در تاریکی مطلق به سر بردن محروم از زیبایی پر رمز و راز روشنی مردن. یکبار، یادم نیست کی، در کوچهی بنبست...
-
مونث /ساجده جبار پور / خبر آنلاین
چهارشنبه 25 فروردین 1400 14:49
مجموعه شعر «مونث» را ساجده جبارپور سروده است و نشر نزدیکتر آن را به انتشار رسانده است. جبار پور از کودکی شعر مینوشته و برنده جوایز زیادی از جمله جایزه جشنواره فجر شده است؛ اما کتاب «مونث» از او را به نوعی مهمترین اثر او میدانند. این کتاب همانطور که از اسمش پیداست؛ کتابی است با مضامین زنانه؛ هر چند که خود جبارپور...
-
هبوط / اقبال مظفری
چهارشنبه 25 فروردین 1400 14:45
دم که میوۀ اندوه ازل سبز شد عشق کجا بود؟ نیمۀ آن سیب باغ اساطیر را که چشیدیم مشرق آفاق جاودانگی چرا غروب کرد؟ دفتر گل در گذر ازحادثۀ عشق چرا برگ برگ شد شعر سزاوار عشق عشق، سزاوار مرگ شد؟! پاییز۱۳۷۲
-
جغد / محمد جلیل مظفری
چهارشنبه 25 فروردین 1400 14:43
در خرابین دلم جغد صد غصه به تن رخت عروسی کرده است خالی از هیچم و سرشار از پوچ نه به آوازی دلخوش نه به سازی مأنوس لیک از بام سحر تا خود شام جغد شوم و کوری درسراپردۀ این ویرانه˚ به خیالش با ناز- - میدهد سر آواز دیرگاهی است کسی پای نگذاشته بر خلوت خاموش دلم مرگ میموید در چشمانم همه تن خسته ام از بودن خویش نتوانم دیگر بار...
-
قلع و قمع / مرتضی دلاوری
سهشنبه 24 فروردین 1400 13:49
من عشق را با تیغ من واژه را با زخم فهمیدم لطفا کمی خونخوارتر باش گاهی برایم گرگ بفرست گاهی بیا و قلع و قمعم کن نگذار آرامش مرا از پا بیاندازد.
-
جادّه و دیوار / سید علی میرافضلی
سهشنبه 24 فروردین 1400 13:42
عقل، بن بست است عشق، بی برگشت؛ جادّه و دیوار: یا برو یک عمر مشق تشنگی بنویس یا بیا و درز آجرهای این دیوار را بشمار.
-
مثل کاخهای شنی / اسماعیل امینی
شنبه 14 فروردین 1400 15:29
در اوایل دهه 50 ساختن لوازم الکترونیکی مانند رادیو ، آژیر، رقص نور و بی سیم ، سرگرمی نو جوانان آن دوران بود.اما ساختن بی یمبا برد بیش از 2000 متر ، مجوز رسمی می خواست.بعدها داشتن رادیوی دو موج ، دستگاه پلی کپی و چاپ و بسیاری از رهاوردهای جدید مجوز می خواست.هراس از هر چیز تازه و مقاومت در برابر تغییراتاز ویژگی های...
-
خوابگردی مهتاب / محمد رضا راثی پور
شنبه 14 فروردین 1400 06:40
قضاوت در مورد کارهای جنبی نخبگانی که در رشته ای خاص به اشتهار رسیده اند کار ساده ای نیست.چرا که خود این تشعشع شهرت و معروفیت چندان چشمان نقادت را خیره می کند که به سختی می توانی بر پیش داوری ها و حک شده های ذهنت فایق شوی .از یک سو محذورات اخلاقی و مبادی آداب و ادب بودن اقتضا می کند که نتوانی مثل موارد معهود صراحت و...
-
منوچهر نیستانی
جمعه 29 اسفند 1399 12:06
( زاده ۴ امرداد ۱۳۱۵ کرمان -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۶۰ تهران ) شاعر نیستانی در قالبهای گوناگون غزل، شعرنو و شعر بیوزن اشعار قابل توجه، نو و عمیق سرودهاست. وی از شاعران مطرح و پربار معاصر محسوب میشود که با زبان شعری مستقل و استوار و بیپیرایه از جهان پیرامون خویش سخن گفته است. او تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش...
-
از نامه بهمن مصحح به احمد رضا احمدی
پنجشنبه 28 اسفند 1399 20:10
@literature9 میدانی! تمدن انسانی که امروزه به... کشیده شده، با شعر شروع شده بود. فکرش را بکن، که سالیان سال، معلوم نیست چه وقت و در چه جا، مرد خیالپردازی، شبی به آسمان چشم دوخت و در آن حوت و قوچ و سنبله دید و یا زنی به هیبت گاو، آواره از دریاها گذشت و دریای Ionio از او نام گرفت. ما هم در ولایتمان اساطیر خود را...
-
می گشایی لب بهاران را / علی رضا طبایی
پنجشنبه 28 اسفند 1399 19:56
تا ورق می زنی زمستان را می گشایی لب بهاران را تا بنوشند غنچه ها از عطر شانه کن گیسوان باران را در حریر نسیم جاری شو تا به رقص آوری درختان را راز سبزینه، روح مشیانه...! طرحی از نو درافکن انسان را سعدی حافظ غزل از توست حافظی، سعدی گلستان را آی...! سحر آفرین عمو، بگشا جعبه رنگ را، قلمدان را نقشی از عشق روی خاک بکش زنده...