-
نخستین کتابی که نیما را به دوستداران شعر شناساند/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 29 تیر 1400 19:49
در نیمهی نخست سال ١٣٠٣، محمدضیا هشترودی که پژوهشگری جوان و ادیبی نوگرا و از دوستان و همفکران نیما یوشیج بود، کتابی منتشر کرد به نام "منتخبات آثار (از نویسندگان و شاعران معاصرین)" و در دو بخش اصلی و متفرقهی کتاب به معرفی شعرهای بیش از بیست شاعر همدورهاش پرداخت. او در بخش بزرگی از آن به معرفی و انتشار...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
دوشنبه 28 تیر 1400 09:00
مرگ باد / احمد شاملو گفتی که: « باد، مرده ست! از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش بر آسیاب ِ خون، نشکسته در به قلعه بیداد، بر خاک نفکنیده یکی کاخ باژگون. مرده ست باد!» گفتی: « بر تیزه های کوه با پیکرش،فروشنده در خون، افسرده است باد!» تو بارها و بارها با زندگیت شرمساری از مردگان کشیده ای. این را،من همچون تبی ـ درست همچون...
-
خروس / نزار قبانی /@literature9
دوشنبه 28 تیر 1400 08:56
در محله ما، خروسی هست پرخاشگر و خونریز هر روز صبح پرهای مرغان محله را میکند نوکشان میزند، میراندشان، ترتیبشان را میدهد و ترکشان میکند؛ ولی حتی نام جوجههای از تخم به در آمده را به یاد نمیآورد. در محله ما خروسی هست که بامدادان همانند شمشون ستمگر، فریاد بر میآورد ریش سرخ رنگش را تاب میدهد و شب و روز...
-
"این گفت و گوی شاد "/ کوروش آقا مجیدی
یکشنبه 27 تیر 1400 04:17
بر روی میز در سینی ظریفِ مطلایی دو استکان دو لب طلای کمر باریک چای. از هر چه می رود به زبان ها مان ، تا هرچه در دلمان آب می شود ، قند است . و حرف هایمان همه از تو سر در می آورد . با هم نشسته ایم من و شعر گپ می زنیم . نام تو می رود ، این گفت و گوی شاد پر در می آورد . #کوروش_آقامجیدی
-
شبگردی 1 / محمد علی شاکری یکتا
شنبه 26 تیر 1400 06:03
یکی یکی جوانه می زنم و سبز چشمت را که شوق دیدن داری پرمی کشم به نقش ساده ی جاجیم کهنه ای گسترده زیربال و پرخویش. شب ها منظومه های روشن دنیا را خاموش می کنم پوشیده رخ به شیوه ی عیّاران باروی کهنه را می گردم در قصّه ای قدیمی که با حروف سربی کم رنگ یادآور شکستن جادوست. 15 فروردین1400 **https://t.me/mayektashakeri
-
سلام می کنم به خود / سید مرتضی معراجی
شنبه 26 تیر 1400 05:58
ـ : « سلام هی پسر تو از کجا رسیده ای که هرم شیهه های اسبت عطر شور و شادمانی و جوانی است ؟ هنوز هم به پهنه ی خیالهای شاعرانه می روی ؟ هنوز هم خیال ها تو را پناه گرم و امن زندگانی است ؟ » ـ : « هنوز هم هنوز تا که زندگی همین عبوس سرد جاودانی است.» @walehane
-
گفتوگوی شوکا حسینی با فرزان سجودی؛ استاد زبانشناسی و نشانهنشانی بخش #هنر_و_ادبیات
شنبه 26 تیر 1400 05:55
[... اینکه میگویم مفاهیم ذاتی نیستند و پیدایشی هستند اصلاً به معنای «باری به هر جهت بودن» نیست. لازم میدانم تا به ایضاح این نکته بپردازم. من بههیچوجه جزو آن دسته کسانی نیستم که بگویم شعر بهاندازهی خوانندگانش تفسیرِ ممکن دارد؛ این سخنان یاوه و مفت است. کسانی مدافع این «کثرتگرایی بیدر-و-پیکر» هستند که به یک...
-
گهواره من، شیراز/ علی رضا طبایی
شنبه 26 تیر 1400 05:55
مرزی میان خواب و بیداری! افسون شعری رازگون، از جنس رویا ... باغی پرافشان، در شکوه فصلها، بر ململ روز و شب دوران با واژههایی از خیال و ماهتاب و مهرورزی در قابی از آرایه خاتم! شیراز، پردیسی است همزاد ارم، با غرفههای سبز باغی که باید با وضوی شعر حافظ، در نسیم یاسها و نسترنها در جاری عطر نوازشهای سعدی، با شمیم...
-
اصل / سید علی میر افضلی
شنبه 26 تیر 1400 05:53
«اصل همه عاشقی ز دیدار افتد» سوانح العشاق/ احمد غزالی وَ ما اصلها را به هم ریختیم و در کوچهء فرعی عشق، دل باختیم و از رنگها دست شُستیم و بی رنگی آغاز کردیم. و با واژهها تشنگی را نشاندیم تو گفتی که: ای جان! من از خویش رفتم مَنَت گفتم: ای دوست! تو از دست رفتی و با حرفهایی ازین دست، اعجاز کردیم. نه از مذهب و کیش...
-
نویسنده باید دست جامعه را بگیرد و بالا بکشد/ آرش محمودی
جمعه 25 تیر 1400 13:30
فرهادکریمی: آرش محمودی متولد ۱۳۶۴ در کرمانشاه. داستان نویس و روزنامه نگار جوانی که خیلی خوب توانست خودش را در عرصۀ داستان نویسی مطرح کند. از این داستان نویس جوان، مجموعه داستان «نیوکاسل» توسط «نشر روزنه» در ایران، مجموعه داستان جمعی «صدای ایران» توسط نشر«آرته باریا» در کشور ایتالیا و مجموعه داستان جمعی «خفته در خون»...
-
تحلیل “نویسندهی امروز هنوز میتواند به ادبیاتِ متعهد باور داشته باشد / حامد گنج علی خانی
جمعه 25 تیر 1400 13:25
جملات و احکامی از این دست، «اگر در روم قدیم شاعران و پیامبران یکی بودند، آیا اکنون هم همکاران ما وظیفه ندارندمراقب اعمال بشر باشند» و «وظیفه رماننویس این است که طبیعت بشری را روشن کند و آن را از تاریکی به درآورده»، هرچند دلنشین اند و دستورالعملی ضمنی برای نویسندگان دارد که نویسنده باید مراقب اعمال بشر باشد، اما...
-
فرض کنید که برای شاعری دیر به دنیا آمدهایم! / یزدان سلحشور
جمعه 25 تیر 1400 13:11
احتمالاً هیچ کاری در این زمانه دشوارتر از شاعری نیست در روزگاری که مرز میان شعر و ناشعر شدیداً مخدوش شده است. شبکههای اجتماعی، پُرند از جملات و بندهایی که زیر هم نوشته میشوند و پانویسانِ این متون، آنها را قابل قیاس با شاهکارهای ادبی میخوانند و نگارندگانِ جملات را، در ردیف شاملو و فروغ و لورکا! فقط کافیست که به...
-
واگیر / مرتضی دلاوری
جمعه 25 تیر 1400 09:05
یعنی حریمِ گریههایم را گاهی رعایت کن دیوانگی واگیر دارد.
-
پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی / دکتر مجتبی لشکر بلوکی
جمعه 25 تیر 1400 08:24
کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی میگوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود میکنیم که درباره آن میدانیم. همکارانمان درباره فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی امریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین میبریم؛ یعنی من هم درباره آن میدانم. به گزارش روابط عمومی واحد تهران غرب به نقل از روزنامه جوان؛ دکتر...
-
طرح/حسن اسدی
شنبه 19 تیر 1400 08:16
درمعبدغروب درگرمیِ نیایش خورشید درجمع بی تحرًک وبی حسِ مومنان دندان کرمخورده ی ابلیس گوژپشت طومارآرزوی مرا ریز ریز کرد
-
نطفه ها / سمیه جلالی
دوشنبه 7 تیر 1400 05:09
چه روزها و چه شبهای سگوَشی داریم به فعل اختهی این جمعیت، گرفتاریم خمار لقمهی نانیم و لحظههای سگی به محضِ صحبت اغیار بر سر داریم کشیدهایم به دندانِ عافیت جان را جهانِ چار ستونش به رعشه افتاده بپرس نور کجا بوده؟ این شکافهای عمیق چه وقت رابطهها را به باد میداده؟ « نه خواهری، نه برادر، نمانده هیچ رفیق» کمانه...
-
قنوت / امیر دادوئی
شنبه 5 تیر 1400 08:52
با من قنوتی در شبِ نومید در من دو رکعت، حیرت و تردید آرام میگیرد میان دستهای من گلوی تیرۀ تسبیح بر زخمهایم انتظارِ او نمک میریخت شب در سجودِ خستۀ من تخمِ شک میریخت در من نشسته آتش تردید سجادهام خوابِ خدا را در تپشهایش نخواهد دید ذهنِ چراغم دیرگاهی میشود لبریزِ تاریکیاست نوزدهم آذر نودوهفت #امیر_دادویی...
-
مادران سرزمین سوخته / محمد جلیل مظفری
شنبه 5 تیر 1400 08:28
پیشکش به روحِ بلندِ #کبری_حسین_زاده، مادر محترم شاعر؛ #سیده_زهرا_بصارتی مادرانِ سرزمینِ سوخته موپریش و سوگوارو بیقرار بی که نام یا نشانی از عزیزکردهشان چشمهای خیرهشان درانتظار تا که کی دمد دوباره آفتاب پشتِ تیره ابرهای خاوران تا دوباره کی جوانه میزند باغِ زردِ بیبهار. مادرانِ سرزمینِ سوخته در سکوتِ خانههای...
-
ناکام / محمد رضا راثی پور
شنبه 5 تیر 1400 08:01
همچنان با وسواس می زند شانه به آن خرمن از غارت دوران غمرنگ در دلش بارقه ای روشنی می بارد : خبری باید باشد که سکوت معبر پچ پچه ها را بسته ست باید آبستن چیزی باشد این لحظه برو ای غم که من امشب بی تو خلوتی خواهم داشت با همان کس که تو میدانی و من یقه پیرهنش را بست گرهی ساخت سه گوش از کراوات حنایی رنگش اودکلن زد به کت و...
-
بداهه / امیر دادویی
شنبه 5 تیر 1400 07:54
میوزد باد به قاموس شمع درقدمگاه شب اهریمن رنج تاریکیهاست ناسزاوارترین جاده به تنهایی من تو نگاهت سرشار تو چراغت روشن
-
شاعری که خوش داشت خورشید باشد/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 خرداد 1400 19:32
یادش گرامی، اسماعیل خویی شاعری بود با بلندپروازیهای خاص خود و خواستهای سترگ و آرزوهای بزرگ که بارز بود و چشمگیر، شاعری که خوش داشت خورشیدی باشد تک و بیهمتا، درخشان و پرتوافشان در آسمان خیال و ذوق: من نمیخواهم، نمیخواهم، نمیخواهم اختری از بیشمار اختران باشم من نمیخواهم بپرسد اینی از آنی که"اندرین انبوه...
-
آبگوشتخوری اسماعیل خویی در کنار مارکس، نیچه و مولوی
جمعه 28 خرداد 1400 10:54
اسماعیل خویی میزبان این هفته ما است. آقای خویی یکی از برجستهترین شاعران ایران است. او دانش آموخته فلسفه است و در شعرهایش اندیشههای فلسفی و مضامین سیاسی و اجتماعی با زبانی فاخر در هم آمیخته شده. برخی از او خرده میگیرند که شعرهایش بیش از اندازه سیاسی است. ولی آقای خویی میگوید سیاست او را رها نمیکند. او از...
-
جدال با مدعی / اسماعیل خوئی
جمعه 28 خرداد 1400 10:51
نویسنده: اسماعیل خوئی ناشر: جاویدان زبان کتاب: فارسی تعداد صفحه: 144 اندازه کتاب: رقعی لب برگشته - سال انتشار: 1356 - دوره چاپ: 2 این کتاب محصول یک مصاحبه و در حقیقت مناظره با فردیست که اسماعیل خویی - شاعر معاصر - به او عنوان مدعی داده که در دو بخش یکی موضوع فلسفه و یکی در موضوع ادبیات معاصر صورت گرفته.کتاب پس از...
-
کلنجار/ برزین آذرمهر
جمعه 28 خرداد 1400 10:39
... گفتم که از دست زمانه بس نیست خوردن تازیانه ؟ گفتا همین آش است و کاسه تا «بی همانی» در میانه! * جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)
-
گفتگوی درونی / سعید سلطانی طارمی
جمعه 28 خرداد 1400 08:26
از کی رهام کردی و رفتی؟ یادت هست؟ من که زمان و حرف و عدد را و نام های کسانی را که دوست داشتم گم کرده ام و سال های رفته خاطره هاشان را از ذهن خوابناک و ملولم کش رفته اند و شمع های حافظه ام کم کم خاموش می شوند تنها افتاده ام بر آستانه ی پیری و بچه هام متهمم می کنند که: بعد از هزار سال که در دانشگاه تا مرگ درس خواندیم تا...
-
دیدار / اسماعیل رها
جمعه 28 خرداد 1400 08:23
دیدار را پلکی زدیم اما به سینه ام یادش زعمر نوح نشان دارد
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
جمعه 28 خرداد 1400 08:08
1 دیشب که آسمان را نوشیدم فلس ستاره در دهنم ماند. تا بامداد انبوه واژه هایم برق می زد و ماه در گلوگاهم می خواند. 2 چه چشم هایی دارد! ستارگان کدامین شب شکفته ی شاد در آن دو برکه ی خاموش ته نشین شده اند؟ کدام ساحل آغوش قرار بخشد شب ها به موج سینه ی او؟ دل هوایی من در این سپیده ی لبخند چگونه خواهد دانست که باد شرطه کجا...
-
مثل امروز / حسین صفاری دوست
جمعه 28 خرداد 1400 07:55
«تاریک، بیدرخت، بیکاسه کوزه و فرش بییار و بیاقربا، خاموش کنار صندلی سالهای خویش مردی با خاطرات فراوان خم گشته روی آرنج سایهدار مثل امروز قامتش...»
-
موتوری ها / حسن فرازمند
جمعه 28 خرداد 1400 07:49
خسته میلولند میروند از لابهلای دودها میروند از لابهلای هرچه آیینه هرچه گلگیر و سپر، سخت زودتر از ما به مقصد میرسند، آری گاهی اما دیرتر گاهی اما هیچوقت
-
ابرهای رفته / سید علی میر افضلی
جمعه 28 خرداد 1400 07:44
گاهی برای ابرهای رفته دلتنگم هرچند میدانم یک گوشهء این شهر، یا آن شهر دارند میبارند ـ ابر است و باریدن ـ هرچند میدانم این آسمان ـ هرجا که میبینی ـ همین رنگ است اما کویر من گاهی برای ابرهای رفته دلتنگ است.