سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

سیولیشه

نشریه اختصاصی شعر نیمایی

حرف ها و خاطراتی بامزه از روزهای که من و یا دیگران با براهنی بودیم /علی سرهنگی

یادو عکس و خاطره 


سه سال پیش بود اتگاری که مراسم تشییع و خاکسپاری دکتر رضا براهنی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبی در تورنتو کانادا برگزار شد.به گزارش فرهنگ نو ، پیکر رضا براهنی بعدازظهر شنبه (۹ آوریل مصادف با ۲۰ فروردین‌ماه) به وقت کانادا در تورنتو به خاک سپرده شد.

ساناز صحتی، همسر براهنی در این مراسم شعر «شکستن در چهارده قطعه نو برای رویا و عروسی و مرگ» را از این شاعر خواند.ارسلان براهنی درحاشیه این مراسم گفت : برخی ازگروه های سیاسی بدون درنظرگرفتن خدمات براهنی به ادبیات و فرهنگ ایران به خاطر افشاگری هایش علیه ساواک و دربار به او و ما توهین کردند.فریبا کلهر و رضا جولایی نیز از نویسندگان حاضر در این مراسم بودند.
.      
 خانواده رضا براهنی پس از درگذشتش اعلام کردند پیکر او را برای خاکسپاری به ایران منتقل خواهند کرد اما بعد گفتند برای انتقال پیکرش با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو شده‌اند و با توجه به این‌که  وصیت‌نامه کتبی از او برای انتقال پیکر و خاک سپاری‌اش به ایران ندارند و فقط چندین‌بار به صورت شفاهی اشارتی به آن کرده و حتی گفته بود «در هنگام لازم هرطور خودتان صلاح دانستید اقدام کنید» تصمیم گرفته‌اند او را به امانت در تورنتو به خاک بسپارند....رضا براهنی متولد ۲۱ آذر سال ۱۳۱۴ در تبریز بود که ۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۱ از دنیا رفت. او از اواخر دهه ۷۰ در کانادا اقامت داشت و در سال‌های پایانی‌ عمرش دچار بیماری فراموشی شده بود....براهنی بزرگترین منتقد مدرن ادبی درایران است ودومی ندارد...اوخالق رمان ها یی هم چون رازهای سرزمین من است و کتاب های فراوان شعروداستان و ترجمه و نقد.....اودوست عزیزی برای من بود با چهل سال خاطره  ودرس و شکوه ....یادش هنوز وهمیشه جاری ....


تا مطالب اصلی پیرامون شخصبت و اثاردکتربراهنی را شروع کنم ...فعلا و...خیلی کوتاه .... حرف ها و خاطراتی را از براهنی بخوانیم که جالب و بامزه و خواندنی است .


یک روز جلو دانشگاه  دکتر رضا براهنی را دیدم...گفت: یک نفر آمد زیر گوشم گفت: معین شش صد تومن... خیلی خوشحال شدم و تعجب کردم. فرهنگ شش جلدی معین، هر جلدش می شد صد تومن.... به طرف گفتم می خواهم...همین الان و نقد .... با هم وارد پاساژی شدیم. در گوشه ای دور از چشم، نوار کاست معین خواننده را از جیبش در آورد و یواشکی به من داد...گفت بفرما ...!!!دکتر رضا براهنی می گفت: در زمان شاه ما می خواستیم طوری شعر بگوییم که مردم بفهمند، اما ساواک نفهمد. کار بر عکس می شد، یعنی مردم نمی فهمیدند و ساواک می فهمید!


«زندان‌نامه‌های فارسی از قرن پنجم تا پانزدهم» به همت  محمدرضا یوسفی و طاهره سیدرضایی در انتشارات دانشگاه قم منتشر شده است...مسعود سعد سلمان از  مشهورترین حبسیه‌سراهای ادب فارسی به شمار می‌آید و در واقع پایه‌گذار این نوع ادبی‌ست. 


مـن کـه مـسـعـود سـعـد سـلـمـانـم

زان چـه گـفـتــم هـمـه پــشـیـمـانـم

یوسفی و همکارش در مجموعه حاضر زندان‌نامه‌هایی از ۵۱ شاعر حبسیه‌سرا گردآوری کرده‌اند. شاعرانی نظیر سعدسلمان ، خاقانی، کلیم کاشانی، قائم‌مقام، یغما، بهار، اخوان، شاملو و خسرو گلسرخی، مرضیه اسکویی، مرتضی مطهری، علی شریعتی، خسرو فرشیدورد،  علی موسوی گرمارودی و جواد محدثی ......و ..... دکتررضا براهنی،در میان این شاعران هستند.براهنی شاعر ی بودکه هم درزمان شاه زندانی شدو هم درزمان جمهوری اسلامی ....جالب ان که براهنی درزمان شاه با حکومت همکاری کرد و درزمان جمهوری اسلامی ...هم کاری به کار حکومت نداشت!  ایا براهنی درکتاب ظل الله و برخی شعرهایش درباره شاه و  ساواک دروغ گفت؟ ...ایا ماجرایی مثل شکنجه و نجاوز خرس ساواک به او ... و اویزان شدن اش  از پنکه و..... همه زاییده ی تاثیرات ویسمی و تخیل او بود؟... برای بدنام کردن شاه ؟..ایا اوهم مثل جلال ال احمدرسما علیه شاه و ساواک دروغ  می گفت ؟....جلال (  و جریان و افراد  متاثر ازاو)  کسی بودکه دروغ های شاخ دارش درمورد مرگ ها و قتل های مشکوک صمدبهرتگی و تختی و شریعتی معروف است ....همه می دانندکه او یک کلاغ را چهل کلاغ که نه ..چهل هزارکلاغ می کردتا علیه شاه و سیاست های فرهنگی دوره گذشته به کارببرد ...و متاسفانه براهنی و ساعدی  ازشیفتگان جلال بودند....چون این ها هم کمونیست و تروتسکیست  بود...و مواضع جلال علیه غرب را می ستودند... ان ها هم ازجلال یادگرفته بودند....پرویز ثابتی، رئیس اداره سوم ساواک و رئیس ساواک تهران در مصاحبه‌ با «شبکه من و تو» که در پنج قسمت و در هفت ساعت از این شبکه پخش شد، منکر شکنجه در ساواک می‌شود و در فرازی از این مصاحبه دکتر رضا براهنی را دروغگو می‌خواند. ثابتی ادعا می‌کند که براهنی گفته است او را در ایام بازداشت در کمیته ساواک به پنگه بسته و در حالی که پنکه می‌چرخیده قصد تجاوز به او را داشته‌اند. ثابتی ادعا می‌کند که براهنی تجزیه‌طلب و پان ترک  بوده است. ارسلان براهنی فرزند زنده‌یاد رضا براهنی هم متعاقبا در متنی که در اینستاگرام منتشر کرد، از فشارهای طرفداران سلطنت بر او و خانواده‌اش پرده برداشت.

  .                                              

یک بار در رستورانی در تبریز سر این مسئله من با دکتربراهنی درحالی که داشتیم باهم ناهارمی خوردیم ...بحثمان شدو ازنظر کلامی درگیر شدیم ....دکترهم عصبانی شد و ناهار راکه هنوز نخورده بودو پلو بخارش بلندبود و چه چلوکبابی هم  بود ....بلندشدو رستوران را ترک کرد ... وتا مدت ها بامن قهربود... سرحمایت شدیدش ازجلال و انتقاد شدیدمن ازجلال ...سرهمین دروغ های شاخدارش ...!!!براهنی یکی از چهره‌هایی است که در سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ برای تشکیل کانون نویسندگان ایران با جلال آل احمد همکاری نزدیکی داشت...همان کانون نویسندگانی که برخی شعرها و ترجمه ها و داستان هایش به شکلی محسوس و نامحسوس به سفارش جپ و چپی ها نوشته می شد وادبیات ومطبوعات دست چپی هابود.بعدها هم که کانون ده شب شعررادرانستیوگوته برگزارکرد..فضای ان شب ها بیشترسیاسی و چپی بود...خظای بزرگی که کانون هنوز خودراازان مبری نساخته است ...براهنی ازطرفی زیرتیغ انتقاد برخی ایران پرست ها و ملی گراها هم هست ...ان ها معتقدندکه براهنی با دفاع ازپیشه وری وزبان ترکی و  اذربایجان شوروی تجزیه طلب است وواما خود براهنی در گفتگو با مجله «مهرنامه»، در آبان ۱۳۹۳  گفت :«فارسی زبان رسمی و مشترک همه ایران است و زبان فوق‌العاده شاهکاری است که من نویسندهٔ آنم، ولی از زبان مادری خودم هم دفاع می‌کنم و ابداً به تجزیه اعتقادی ندارم....و گفته‌ام که اسلحه دست می‌گیرم و برای تمامیت ایران می جنگم !

چرا شعر خوب کمیاب شده است؟ / مزدک پنجه‌ای


از من نخواهید که در این یادداشت پیرامون تعریف شعر خوب یا بد توضیح دهم، شعر تعریف ناپذیر است اما هر اثر هنری‌ای دارای شاخص‌های زیبایی‌شناسانه است که می‌توان بر مبنای آن ویژگی‌ها به قضاوت نشست.

شعری که من دوست دارم و فکر می‌کنم شعری که در گذر زمان حیات خواهد داشت، اشعاری با زیبایی‌شناسی اندیشه‌محور است، شعرهایی که مخاطب را به فکر وادارد.

در سابق شعرها توسط سردبیران مطرح و مهم نشریات ادبی پایش می‌شد و عموما شعرهایی که فاقد حداقل‌های زیبایی‌شناسی هر دوره بودند، در  صفحات قرار نمی‌گرفتند اما امروز به مدد صفحات مجازی و حذف اشخاصی که نقش پایش کننده را در نشریات داشتند، هر شاعر یک مولف و سردبیر است. بنابراین دیگر با آن وسواس شاملوگونه و... مواجه نیستیم.


مشغول بازخوانی مجدد شعرهای بیژن جلالی هستم، گزینه اشعارش که توسط نشر محترم مروارید منتشر شده است.

نجف دریابندری مترجم شهیر، نقدی بر کتاب «روزها» بیژن جلالی که در سال 1342 در نشریه «سخن» منتشر شده بود، نوشته است که بی‌ارتباط با بحث نگارنده نیست.

 «در جایی خواندم که ژان پل سارتر نوشته بود:  کسانی مرا متهم می‌کنند که شعر را دوست نمی‌دارم، به این دلیل که در مجله‌ام شعر کم چاپ می‌کنم. حال آنکه من شعر را دوست دارم. به همین دلیل در مجله‌ام شعر کم چاپ می‌کنم. به نظر می‌رسد که در این قضیه حق با آقای سارتر باشد، زیرا اصولاً عنصر کمیابی است. و این که می‌بینم در این ایام انواع و اقسام شعر بدین فراوانی زیر دست و پا ریخته است، دلیل بر وفور نعمت نیست، بلکه به احتمال قوی‌تر دلیل بر آن است که گروهی به فورمول شعر بدلی دست یافته‌اند و دارند شعر حقیقی را از بها می‌اندازند و...»


#شعر_فارسی #ژان_پل_سارتر #شاملو #بیژن_جلالی #نجف_دریابندری #مزدک_پنجه‌ای


@mazdakpanjehee

اختر / محسن صلاحی راد

ظهرها که آب میروند کوچه ها

ریزه های نان خشک و خُرده سایه ای مثال کفتری

نرم و از کناره گام میزنم

تا مباد گردی از هراس و باز سایه محو میشود

بال میکشد بر آسمان

باز هم نشست بر دلش

میچکد میان سنگ ناک آرزو

خرده اختری


۲۵ تیر ۱۳۹۷


آشنا / سید علی میرافضلی



بیگانه نیستی

جانهای آفتابی»، با هم یگانه اند

آسوده از تفاوت این رخت و پختها؛

بیگانه آن کسی است

که دیوار میکشد

بین درختها.


ناهمراه / پاییز رحیمی

کم کم خطوط چهره ها از یاد مردم رفت؛

دستانمان از عشق شد کوتاه؛

لعنت به گوشیهای ناهمراه