-
غزل گریه / سید احمد حامدی
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:43
دیشب به افتخار مصدّق گریستم تا سرکشد زبانهی مشرق گریستم تاریخ را به ضبط حقایق ورق زدم تقویم را به ثبت دقایق گریستم از داستان شاهد عادل به مظلمه بر آستان مخبر صادق گریستم از چاه پادشاهی لاحق برآمدم در چالهی ولایت سابق گریستم در تونل زمان یله بر مرکب خیال "رفتم به دادگاه مصدّق" گریستم محکومِ حکمِ حبسِ نفس از...
-
بید / جعفر مقیمیان
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:42
نوروز رسید بید خشکی این را از رنگ درختهای دیگر فهمید #جعفر_مقیمیان #نورباعی @kar471
-
دریچه را بگشا بهار آمده است! / علی بابا چاهی
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:42
حق با شماست : به قهقهه قاه قاه؟ بخندیم یا ابر بشویم در بهاران؟ فقرو تنگدستی و فجایع را؟ طرح و بسط تعذیب جسم و جان آدمیان را؟ ان کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد! ادوارد سعید به عهده می گیرد لابد که می نویسد : هرکسی که به نوشتن روی می آورد، نمی تواند به اعتراض های مردم بی اعتنا بماند! و من به فکر...
-
ایدئو لوژی / ژان_دووینیو
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:40
ایدئولوژی همواره صحنه را جارو می کند و می روبد و هرگز بحث با دیگر ایدئولوژی ها را نمی پذیرد، چون با آگاهی ای تیره ومبهم می داند که چیزی جز اندیشه ای محدود و مثله شده و "اندیشه ی ساخته و پرداخته ی دیگران" نیست. و به عنوان ایدئولوژی خودی، آرزومند نابود کردن ایدئولوژی دیگر (= مخالف) ، بدین امید که از این دور...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:35
چراغان / فریدون مشیری من امشب هفت شهر آرزوهایم چراغان است زمین آسمانم نور باران است کبوترهای رنگین بال خواهش ها بهشت پر گل اندیشه ها را زیر پر دارند صفای معبد هستی تماشائی ست: زهر سو نوشخند اختران در چلچراغ ماه می ریزد جهان در خواب تنها من در این معبد در این محراب: دلم می خواست:بند از پای جانم باز می کردند که من تا...
-
گزارش به نازادگان / م. روانشید
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:30
۱۴ مرداد ۱۴۰۱ t.me/ravanshidpoet پرسید: چرا نمیگویی چه کسانی و چرا شعرِ امروز را از انقراض نجات میدهند؟ ناگهان و بیبرنامه برایش شروع کردم به نوشتن: وسواسِ آقای علی باباچاهی بهعلاوهی مراقبت و رصد همهجانبهی او در فضای شعر و جرات و جسارتاش ستایشانگیز و غبطه برانگیز است. باباچاهی در شعر پیر نمیشود، مدام پوستهی...
-
هنوز / لا ادری
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:29
اینجا هنوز وقتی بهاران می رسد این دشت ها غرق شقایق می شوند اینجا هنوزم مردمش همیشه عاشق می شوند اینجا اگرچه کشتی عدل خدا بی ناخدا افتاده است عشق مسکین بی نوا افتاده است یا اگر این آبها از آسیا افتاده است ساز مطرب از نوا افتاده است اما هنوزم شعر هست ! نا مهربانان مهرهست اینجا اگر مهتاب نیست اینجا اگرچه آب نیست اما تیمم...
-
برای خاکسپاری در ۱۴۰۳! / ✍ رحیم قمیشی
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:27
رسم بدی در میان برخی قبایل عرب متداول بوده، اگر کسی از قبیله کشته میشد، او را به خاک نمیسپردند تا قاتلش پیدا شود! معلوم است این رسم کهنه در زمان حاضر قابل اعتنا نیست، اما اگر زمان را در ثانیه و دقیقه و ساعت نبینیم، اگر باور کنیم عمر بشر بیشتر از میلیونها سال بوده، مگر غیر از این است که همیشه مقتول و قاتل با هم به...
-
دیدار / ایزومی شیکیبو / وحید روشن
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:27
به دیدارم بشتاب این شکوفهها به همان سرعتی که میشکفند فرو میریزند. هستیِ این جهان به پایداریِ شبنم میماند بر گلبرگ ▫️ ایزومی شیکیبو ▫️ برگردان به پارسی: وحید روشن ▪️آستراخان کافه | مجالی برای همهوایی | کانالی برای راه یافتن به جهان سیال موسیقی و ادبیات
-
بهار / احمد رضا احمدی
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:26
به خانه میآیم در فرهنگ ِ لغت به دنبال کلمهی بهار هستم در غیبت ِ بهار همهی کلمات ِ فرهنگ بیمعنی و پوچ است در غیبت ِ بهار رنج، هراس، بیم، تردید، حِرمان، وحشت را از یاد نبردهام به دنبال ِ تسلّی هستم چه کسی باید در غیبت ِ بهار مرا تسلّی دهد میخواهم بخوابم پرندهای به پنجرهی من نوک میزند از پنجره با حرمان جهان را...
-
چشم در راه / شفیعی کدکنی
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:26
ما چشم در راهِ بهار دیگری بودیم جویای روز و روزگار دیگری بودیم آن خواجهٔ خضری که آمد خشکسال آورد ما تشنه و چشمانتظار دیگری بودیم بُنبستی از اینسان نبود آن کوچهسارِ شوق ما رهسپار رهگذار دیگری بودیم همچون پیازی پوستها بر پوستها، افسوس! بعد از رهایی در حصارِ دیگری بودیم گُلخانهٔ تنگ و چراغ نفتی و گرماش وقفِ تو! ما...
-
سفر / مرتضی معراجی
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:25
گفتی : « باید دل کند و زین دیار سفر کرد وز ذهن ـ خوب و بد ـ هر یاد و یادگار به در کرد وآنگاه از هرچه نه دلخواه یا هرچه به دل بار سرمست و بی قرار گذر کرد .» گفتم : « گیرم بتوان به هر دیار مٓقَر کرد وز هرچه هست سخت ودل آزار حذر کرد امّا ای دوست می شود از خویشتن فرار مگر کرد ؟ » #سیدمرتضی_معراجی @naghdehall
-
یادداشت در مورد خواننده معروف ایران / علی سرهنگی .
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:19
................«فرامرزاصلانی »قبلا خبر داد ه بودبه سرطان مبتلا. شده است ! اشاره :امروزصبح خبریدی دادم به شما ....دوست عزیزم ....هنرمندو اواز خوان و شاعر سرشناس ..همکارروزنلمه نگارم ...فرامرز حسین زاده معروف به فرامرز اصلانی که ازجمله خوانندگان مجله فرهنگ نو هم بود و این البته برای من افتخاری است ...چشم ازجهان فروبست...
-
حاشیه /لاادری
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:18
فستیوال تخم مرغ های نوروزی یکی از رویدادهایی است که برای اولین بار در تبریز توسط هنرمندان هویت گرای آن (رحیم و صابر بقال اصغری) شکل گرفته و در عمر تقریبا بیش از یک دهه ای خویش توانسته به یک رویداد فرهنگی-ملی تبدیل شده و حتی نگاه ها به خود را به سطح منطقه ای نیز گسترش یابد. اما این بار یک خلاقیت دیگر توسط یکی از...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:15
تماشا / هوشنگ ابتهاج در گشودند به باغ و من دلشده را به سراپرده رنگین تماشا بردند من به باغ با زبان بلبل خواندم در سماع شب سروستان دست افشاندم در پریخانهی پر نقش هزار آینهاش خویشتن را به هزاران سیما دیدم با لب آینه خندیدم من به باغ همره قافله رنگ و نگار به سفر رفتم از خاک به گل رقص رنگین شکفتن را در چشمه نور مژده...
-
شاه دزد ادبیات فارسی/ دکتر عبد الغفار بدیع
یکشنبه 5 فروردین 1403 08:14
✍ #سعدی ، صرفنظر از شاهدبازی و هجویّات و خبیثاتی که دارد و در کلّیاتش شعوبیّه سانسور کرده و عموم را از قرائت کامل آن محروم نموده و شخصیّتی منزّه و روتوش شده از وی عرضه نموده که پاره هایی از آن را در سلسله مقالاتی در باب سعدی بازخواهیم نمود مع الوصف سعدی شاعری است که بیشترین سرقتهای مضمونی را حتا در قصّه پردازی از ادب...
-
بهار نیما/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 27 اسفند 1402 19:49
نیما یوشیج نسبت به فصل بهار، کم و بیش، احساس خوشایندی نداشت و فرارسیدن بهار چندان خوشحالش نمیکرد. او خود را مرغی اسیر قفس حس میکرد و بهار نمیتوانست او را، درحالیکه در گوشهی دام قفس دربسته خودش را محبوس میدید، شاد کند یا در دلش شوری برانگیزد. در دو تا از غزلهایی که در سال ۱۳۱۷ سروده، این احساسش را با این بیتها...
-
چه بینشاط بهاری!/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 27 اسفند 1402 19:47
بهار سبز طبیعت فرارسیده و من از اشتیاق بهارانه بینشان هستم. سرای جان من از شادی و نشاط تهیست در این خزان جوانی غمآشیان هستم. چه جای شادی و شور؟ در آن زمان که تو در بند رنج، دلتنگی برای آزادی و حبس در قفس تار و تنگ بیدادی . چه جای خوشحالی؟ در آن زمان که اسیری، اسیر جوروجفا و زجر میکشی از زخم مهلک حرمان و درد...
-
بهارانه ها / سعید سلطانی طارمی
شنبه 26 اسفند 1402 04:09
بهار 1 زن گفت: سرشاحه ی چنار ، از دکمه های سبز هیاهو ست. مرد ، از پنجره نگاه به بیرون کرد. در کوچه های شهر زنی سبزه می شکفت. بهار 2 گنجشک ماده آمد کنار پنجره : جیک جیک جیک گنجشک نر، با یک نوار سبز به منقار خود را به او رساند. و لانه ی جدید آغاز شد. 18/12/88 بهار 3 یک روز ، خورشید پای پنجره ات می آید و شیهه می کشد....
-
احترام / سید علی میر افضلی
جمعه 25 اسفند 1402 08:12
به احترام بهار جهان به زمزمه برخاسته ست: درخت، دریا، دشت پرنده، باران، سنگ تو نیز در این طراوت جاری برای پر زدن از خود، دلی مهیا کن!
-
به بهار / محمد ابرغانی
جمعه 25 اسفند 1402 08:10
به بهاری که می رسد از راه حرفها دارم و نمی گویم بگذارید از در آمد که تو ، سر و رویی صفا دهد با یکی چای تازه ی خوشرنگ که کشد هورت خستگی از تنش برون برود بعله ، اینقدر صبر کردم من این یکی دو دقیقه هم رویش خب بهار عزیز سوقاتی این همه چشممان سفید شده که بیایی بگو چه آوردی مات مانده است و قند در دهنش گوئیا مثل سنگ خشک شده...
-
بی خانه / مرتضی دلاوری
جمعه 25 اسفند 1402 07:59
ای ابتذال خیرهی آرامش! بیخانهام... دهانهی آتشفشان کجاست؟
-
نام تو را / علی رضا رجبعلی زاده کاشانی
جمعه 25 اسفند 1402 07:50
-
بهار خوش / محمد علی شاکری یکتا
جمعه 25 اسفند 1402 07:42
-
بهاریه / پاییز رحیمی
جمعه 25 اسفند 1402 07:33
-
فریاد / شارل بودلر
پنجشنبه 24 اسفند 1402 15:03
عشق تو را بدل به فریادى مىکنم اى که تنها تو را دوست مىدارم.. از ژرفاى تاریکْ مغاکى که در آن دلام در افتاده است؛ اینجا غمین دنیایىست. - شارل بودلر
-
ایرج میرزا /@Ancient_factt
سهشنبه 22 اسفند 1402 16:35
مروری گذرا بر زندگی و اندیشههای ایرجمیرزا شاهزاده ایرجمیرزا در سال 1253 در تبریز به دنیا آمد. پدر و پدربزرگش هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد. ایرجمیرزا فارسی، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت. وی در شانزدهسالگی ازدواج کرد و سه سال از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد. سپس...
-
بار زنگین / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 21 اسفند 1402 14:53
سال 1402 هم با تمام مصایب و مضایقش به پایان رسید و طلایه های سال نو در حال دیده شدن است.سالی که بدلایل اقتصادی و سیاسی ، خواه ناخواه آبستن اتفاقاتی نا خوشایند است.بدلیل سنگینی اضطراب و دلشوره ای که باعث مشغله خاطر و تشویش وقت قاطبه ی مردمیست که دستشان از رانتها و زد و بندهای مالی و باندی خالیست دل و دماغی برای کسی نمی...
-
کو تشنگی.../ علی رضا طبایی
دوشنبه 7 اسفند 1402 16:36
بر من چه رفته، کیست که معنا کند مرا در من، مرا شناخته، پیدا کند مرا سردرگمی است... گم شدهام من، گره گره کو آن کلام معجزه... تا وا کند مرا مرداب خوابمرگی و تالابی از سکون کو تشنگی... که جاری دریا کند مرا تنها صدا... صداست که میماند و کجاست آن حنجره که تندر آوا کند مرا هر لحظهام به چهره نقابی زند زمان ناچار، تا به...
-
ماندگارترین ترانههای ایرانی در یک کتاب
دوشنبه 7 اسفند 1402 15:58
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه ترانه «عشق تو نمیمیرد» دربرگیرنده ۲۴ ترانه از علیرضا طبایی، شاعر و ترانهسرای پیشکسوت است که در فاصله سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۲ سروده شده و توسط شماری از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی به اجرا درآمدهاند. طبایی، زمانی به عرصه ترانهسرایی وارد شد که ترانه یا به اصطلاح...