-
کدام ویژگی اشعار فروغ برای غیرفارسیزبانان جذاب است؟ / موسی بیدج
یکشنبه 27 بهمن 1398 16:35
مترجمان آثار فروغ معتقدند که فروغ خودش است و این بینقاب بودن برای مخاطبان خارجی جاذبه ایجاد میکند. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیست و چهارم بهمنماه سالمرگ شاعری است که نقش غیرقابل انکاری در اثبات حضور بانوان در عرصه شعر و شاعری معاصر دارد. شاعری که خودش بود و این بینقاب بودن باعث شد تا بدرخشد و امروز نه...
-
آرزویم این است که یک شعر خوب بگویم/ ضیا موحد
یکشنبه 27 بهمن 1398 16:35
شعر تئوریزده شده است تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۰۰ گزارشگر : مطهره میرشکاری ضیاء موحد میگوید: آرزوی من این است که بتوانم یک شعر خوب بگویم، شعری که خودم بپسندم. این آرزوی همه کسانی است، که در کار شعر و هنر هستند. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ضیاء موحد 12 دیماه امسال 77 ساله میشود؛ شاعری که...
-
دیدگاه نادر نادرپور درباره سیاوش کسرایی
یکشنبه 27 بهمن 1398 16:34
به مناسبت سالروز درگذشت سیاوش کسرایی؛ کسرایی به رغم ادعای تعهدش، شاعر بزمی است تاریخ انتشار : شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۴۰ نادر نادرپور در بیان دیدگاهاش درباره سیاوش کسرایی گفته بود: سیاوش کسرایی، به رغم ادعای تعهدش، شاعر بزمی است که حتی در منظومه «آرش کمانگیر» نیز زبان حماسی ندارد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 بهمن 1398 21:51
“ دیوار “ دیوار روبروی منزل ما را دیروز نقاشها سپید، یکدست کردهاند. دیشب با رنگ سرخ چیزی، شعاری، بر آن نوشتهاند. ● دیوار امشب ملافهایست که مجروحی خونبار افتاده روی آن در انتظارِ پرستار.
-
چهار شعر از مسعود احمدی
شنبه 26 بهمن 1398 21:46
. ۱ در این گیر و دار . خسته شدهام خسته از اینهمه افتوخیز خیز به جانب مردم با سلاح افترا تحقیر و تکفیر و گیر به ریخت و رختشان به آنچه در خواب و خیالشان حتا . زیبایی این پاییز نیز به هدر رفت و از دست صدای باران خشخش برگ بر زمین عطر گنگ خاک در هوا و فرصتِ با هم بودنها در زیر یک چتر مجال تماس دو دست در جیب بارانی...
-
رباعی شکسته / حسن نیکو فرید/ دکترسالار عبدی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 14:48
رقص واژه ها ، نام مجموعه شعری است که حسن نیکوفرید سروده است و این مجموعه شعر که ” رباعی شکسته ” نیز نام گرفته است؛ در قطع رقعی هفتاد و پنج صفحه ای متشکّل ازنود ونه رباعی شکسته به کوشش انتشارات نصیرا و بابک اباذری به چاپ رسیده است و مقدّمه ای کوتاه از جناب هوشنگ چالنگی بر آن نگاشته شده است که اولین نشانه و علامت توفیق...
-
یک شاخه شعر سرخ! / نگاهی به مجموعه شعری از زنده یاد احمد حیدربیگی / به قلم منصور یاقوتی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 14:44
احمد حیدر بیگی محصول چه پیشینه ی تاریخی ،اجتماعی و فرهنگی است؟این افسر شریف و با شخصیت ،بر بستر چه شرایط و اوضاع و احوالی در شهر تاریخی -فرهنگی کرمانشاه بالیده است؟این موضوع را باید مدام در مقالات ،سخنرانی ها و گفت و گوی های خود تکرار کنیم و آنقدر تکرار کنیم که بتوانیم سرانجام دروغ ها و تحریفات تاریخی در قلمرو ابداعات...
-
آفات شاعری (اقتصاد) / بابک دولتی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 14:43
دوستانِ جوان! از همین آغاز انتخاب کنید که می خواهید به چه سمتی بروید. عیبی ندارد که گاه به خاطر شعری هدیه ای دریافت کنید . اما اگر نوشته های شما سفارشی شد و به خاطر کسب درامد نوشتن را ادامه دادید تردید نداشته باشید که ماندگار نخواهید شد. چون در نوشته های شما هدف چیزی ست غیر از جاودانگی. چون قلمِ شما و روحِ شما رها...
-
نگاهی به شعر کتیبه اخوان ثالث / دکتر محمدرضا روزبه
پنجشنبه 24 بهمن 1398 14:42
کتیبه تندیس هنرمندانه سرشت شاعر است که با سرنوشت آدمی در گردونة رنج تاریخ گره خورده است. گویی اخوان خود را عصارة رنج و شکنجه ی آدمیان محبوس و مجبور در تلاقی تنگ حلقههای زنجیر تاریخ میدانست... فتاده تخته سنگ آنسوی تر ، انگار کوهی بود و ما اینسو نشسته ، خسته انبوهی زن و مرد و جوان و پیر همه با یکدیگر پیوسته ، لیک از...
-
لنج / عبدالمهدی نوری
پنجشنبه 24 بهمن 1398 10:00
مثل لِنجی که برنخواهد گشت، گاه دل کندن و جدا شدن است این که دریا چقدر بیرحم است اولین درس ناخدا شدن است دستهایت شبیه لنگرگاه، خسته و بیقرار و مُضطربند دست من مثل لنگری لرزان، غرق در وحشت رها شدن است گفتی از این به بعد... گفتم نه! بعد از این هیچ کس نخواهد بود سینهام قبر یک نفر باشد بهتر از کاروانسرا شدن است ما دو...
-
فراقی / منوچهر آتشی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 09:59
وصال دوستان روزیِ ما نیست بخوان حافظ غزلهای فراقی #حافظ @literature9 فراقی (۱) سپیده که سر بزند نخستین روزِ روزهای بی تو آغاز میشود. آفتاب سرگشته و پرسان تا مرا کنار کدام سنگ تنها بیابد / به تماشای سوسنی نوزاد به نخستین درهی سرگشتیهام. در اندیشهی توام که زنبقی به جگر میپروری و نسترنی به گریبان. که انگشت اشارهات...
-
دو اطّلاع دربارۀ رابطۀ پرستو و بهار / نور سیاه
پنجشنبه 24 بهمن 1398 09:58
کی بدین کلبۀ توفانزده سر خواهی زد ای پرستو که پیامآور فروردینی(شهریار) استاد شفیعی کدکنی درباره "دگرگونی رمزها در شعر فارسی" نوشته است: «هزار سال، شعر فارسی با پرندهای به نام پرستو سروکار داشته است. توضیحات لغتنویسان و شواهد شعری موجود نشان میدهد که این پرنده رمز سیاهی بوده و در هیچ کجای قلمرو پهناور...
-
قصه مرد / محمد جلیل مظفری
پنجشنبه 24 بهمن 1398 09:57
با تو پیمودهام هزاران راه در تب و تاب جادههای غریب روزهای سکوت پشت سکوت در شبانگاهِ لحظههاش فریب با تو پرسه زدم هزاران بار رج به رج فصلهای تهران را برف را در شب زمستانی دلبریهای باغ آبان را با تو اردیبهشت را هر سال میدوم در تمامِ خاطرهها مینشینم در انزوای خودم باخیال تو پشت پنجرهها ای لبانت شراب شیرازی با من...
-
بهانه / نزار قبانی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 09:57
نه برف مرا می ترساند ونه سـرما... ولی در این حجم سنگینِ تنهایی ام برای گرم شدن بهانه ای ندارم جزاینکه دوستت داشته باشـم...... نزار قبانی
-
سر پوش شب... / علی رضا طبایی
پنجشنبه 24 بهمن 1398 09:56
شب را نمی شناسم گوگرد شعله واره ی خورشید، بال سیاه حایل خفاشان، و قار قار شوم کلاغان را، خواهد سوخت شبکورها،حقیرتر از آنند که طرح روشنا را از ذهن من بشویند اخم حباب های کف صابون می گوید: با کمترین تلنگر انگشت کودکی هم، سرپوش شب، دوام نمی آرد روز تلاقی تبر و تاک روز تلاقی تبر و سرو خورشید های دیگری از قطره های ریخته بر...
-
درنا / سامان سپنتا
سهشنبه 22 بهمن 1398 19:30
مثل درنایی که می جوید طعمه اش را در زلال برکه آرام می گذارم بر تنت لب را وین چنین طی می کنم شب را سامان سپنتا
-
برفی ترین آغوش/ محمد جلیل مظفری /امیر دادویی
سهشنبه 22 بهمن 1398 19:22
چند سالیست که با شاعر این مجموعه دوستم و نشانی آبشخور فکریاش را میشناسم. به یمن این دوستی، بارها خلوت پُرتماشا و پُرخاطره و افقهای ذهنیاش را به تماشا نشستهام. آنجا که دلگیر است به گوشهای پناه برده و میگوید: واژه واژه دلتنگی بیت بیت هجرانی آه با که باید گفت شرح این پریشانی تاجایی که انگار با این اندوهِ مدام...
-
پریزادا / سید قاسم ناظمی
سهشنبه 22 بهمن 1398 19:22
پریزادا به دنبال تو شب شد گردش ایام شبیخون زد به جان صبح رنج و غصه و آلام و شب بیوقفه و بیانتها بارید تا گم شد زمین در دامن حسرت، زمان در ورطه سرسام در این شب من همان فانوس امیدم که میخوانم: تو را ای جان" تو را من چشم در راهم شباهنگام " اگر چه شب، شبی دیوانه و وحشی است اما من اجاقی روشنم میسوزم و میسازم...
-
هراس / محمد رضا ترکی
سهشنبه 22 بهمن 1398 09:11
دریانوردان قدیمی آن جاشوان بیمحابایی که با امواج میرقصند دلهایشان همواره از آرامش مرموز دریاها هراسان است زیرا که میدانند آرامش دریا آبستن وحشیترین غوغای طوفان است. من از رکود و رخوت دل از لحظههایی اینچنین بیعشق بیحاصل بسیار میترسم!
-
شعرهایی شبیه شرایط / امیر دادوئی / محمد رضا راثی پور
شنبه 25 خرداد 1398 19:02
کتاب شعرهایی شبیه شرایط مجموعه ایست از 90 رباعی که توسط شاعر خوش قریحه جناب امیر دادویی در سال 91 و توسط انتشارات فصل پنجم منتشر شده است. بنده حقیر در این مجال کوتاه قصد ورود به مبحث رباعی معاصر و ویژگی ها و تفاوتهای آن با رباعی های متعارف و مالوف کلاسیک را ندارم اما باید این ویژگی را برای رباعی های معاصر برشمارم که...
-
بی تفاوت / زهرا معتمدی
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 15:53
بیتفاوت شدم به زندگیام مثل یک «تیر ِ بیهدف» بودن دارم از انتظار میمیرم همهی عمر توی صف بودن غار غار کلاغها بودم زیر یک ژاکت زمستانی طعم تلخ «خدا نگهدار» و بوسهای سرد روی پیشانی نه به خود فکر میکنم نه به او کـارد تا اسـتخوان مـن رفته ظرف شامی که بی تو لب نزدم ظرف شامی که بی تو یک هفته ... هستیام زیر کفشهای...
-
دلیل تنزّل کیفی برخی مجموعه شعر ها / لیلا کردبچه –
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 15:18
چه اتفاقی میافتد که اغلب شاعران جوان این سالها پس از انتشار اولین مجموعه شعر، سالبهسال از کیفیّت شعرشان کاسته، و به کمیّت اشعار و مجموعههایشان افزوده میشود؟ چاپ اولین مجموعه شعر برای شاعران، اولین قدم ورود به دنیای ادبیات مکتوب است و آنطورکه پیداست، برای گروهی از شاعران، سختترین قدم هم هست، و دقیقاً پس از...
-
روز مادر / رضا احسان پور
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 15:06
مادرم شاعر نیست در عوض نصف غزل هاى جهان را گفته شعر را مى فهمد مادرم قافیهى لبخند است وزن احساس ردیف بودن مادرم مثنوى معنوى است حافظ و سعدی و خیام و نظامى اصلاً مادرم شعرترین منزوى است من رباعی هستم خواهرانم غزلند پدرم شعر سپید خانهى ما شب شعر صبح، بیدل داریم با کمى نان و پنیر ظهر، سهراب و عطر ریحان شب، رهى یا قیصر...
-
گفت و گو ی اسماعیل امینی با جواد شیخ الاسلامی
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 13:50
ارزیابی شما از جریان شعر جوان کشور چیست؟ به نظرتان نقد در چند سال اخیر چقدر به این جریان کمک کرده است؟ وقتی می گوییم «شعر جوان» من آن قسمت جدیتر شعر جوان را میگویم. برای اینکه به هرحال در همۀ حوزههای دیگر هم همین طوری است. مثلاً وقتی میگوییم دانشجو، ممکن است یک میلیون نفر کارت دانشجویی داشته باشند و دانشجو به شمار...
-
بدرود / واصف باختری
جمعه 24 اسفند 1397 16:00
شنودم از زبان پیر سالاری که از دریا نوردان کهن بس رازها در سینه پنهان داشت: نشاید ناخدا را در دو کشتی گام بنهادن دریغا ناخدایان این سخن را یاوه می دانند دیگر ای ساحل امید ها بدرود!
-
هوم / محمد آزرم / منبع سایت شاعر
چهارشنبه 22 اسفند 1397 15:36
هوم ناشر : انتشارات بوتیمار شاعر : محمد آزرم قطع کتاب : رقعی نوع چاپ : تک رنگ نوع کاغذ : معمولی تعداد صفحات : 80 شابک : 9789649963501 بها : ۳,۵۰۰ تومان «در گوشه هایی که خطاب مقدورش نمی کند مشابهی استفاده شود برخی به اشاره برخی به ممکن در طرحی به اختلاف بزند گر چه این جا باید مصرف کند وجود باشد از معمول در قطعات معرض...
-
ستارهی شب من! / مهدی عاطفراد
جمعه 28 دی 1397 22:44
در اوج ظلمت شب تک ستارهای دیدم به تابناکی لبخند مادران امید به روشنایی خورشید از او در آن ظلمات عقیم پرسیدم: تو از کدام افق بردمیدهای؟ که از تماشایت شب نگاه من اینسان ستارهباران است و آسمان دلم غرق روشنی امید در این سیاهی یأس و هراس در این شبانهی تردید. تو از کدام فراز خجسته میآیی؟ که بردمیدنت اینگونه است...
-
تلخ و شیرین در شعر نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
جمعه 28 دی 1397 22:40
خیال رویم شیرین کند مدار حیات به شرط آنکه ز تلخیش برمتابی سر نیما یوشیج، در شعرهایش بارها از تلخی و شیرینی سخن گفته و فراوان، اینجا و آنجا، از صفتهای تلخ و شیرین استفاده کرده، حتا شعری هم به نام "تلخ" سروده است. تلخی و شیرینی در شعر نیما یوشیج، گاه با یکدیگر همراهند و گاه نه. یکی از چیزهای تلخ برای نیما...
-
ترمیم / مرتضی دلاوری
یکشنبه 18 آذر 1397 20:43
کلنگی بیاور مرمت کن این روح فرسوده را.
-
که میخندد؟ گه گریان است؟/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 29 آبان 1397 12:04
بگو با من، چقدر از سالیان بگذشت؟ چهگونه پر میآمد قطار گردش ایام؟ ز کی این برف باریدن گرفته است؟ کنون که گل نمیخندد کنون که باد از خار و خس هر آشیان که گشت ویرانه به روی شاخهی مازوی پیری به نفرت تار میبندد در آن جای نهان (چون دود کز دودی گریزان است) که میخندد؟ که گریان است؟ نیمایوشیج بارها در شعرهایش از خندهها و...